ergs

[ایالات متحده]/ɜːg/
[بریتانیا]/ɜrg/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک واحد کار یا انرژی در سیستم CGS; الکترورتینوگرام

عبارات و ترکیب‌ها

ergonomic chair

صندلی ارگونومیک

ergonomic design

طراحی ارگونومیک

ergonomic keyboard

صفحه کلید ارگونومیک

ergonomic mouse

ماوس ارگونومیک

ergonomic tools

ابزارهای ارگونومیک

ergonomic posture

وضعیت بدنی ارگونومیک

ergonomic office

فضای کاری ارگونومیک

ergonomic equipment

تجهیزات ارگونومیک

ergonomic features

ویژگی‌های ارگونومیک

ergonomics expert

متخصص ارگونومی

جملات نمونه

she let out an erg of frustration.

او با ناراحتی یک ارگ را بیرون رها کرد.

he expressed an erg of excitement when he won.

او با هیجان یک ارگ را زمانی که برنده شد ابراز کرد.

the dog gave an erg of annoyance at the noise.

سگ با ناراحتی یک ارگ را در برابر صداها نشان داد.

she felt an erg of pain in her ankle.

او یک ارگ درد را در مچ پایش احساس کرد.

with an erg of determination, he finished the race.

با یک ارگ اراده، او مسابقه را به پایان رساند.

he gave an erg of laughter at the joke.

او با خنده یک ارگ را در برابر شوخی نشان داد.

she sighed with an erg of relief after the exam.

او با یک ارگ آسایش بعد از امتحان آهی کشید.

the child made an erg of joy when he saw the puppy.

کودک با خوشحالی یک ارگ را زمانی که توله سگ را دید نشان داد.

he felt an erg of guilt after the argument.

او بعد از بحث یک ارگ گناه را احساس کرد.

she let out an erg of disbelief at the news.

او با یک ارگ عدم باور در برابر خبرها آن را بیرون رها کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید