erotisms

[ایالات متحده]/ɪˈrɒtɪzəmz/
[بریتانیا]/ɪˈrɑːtɪzəmz/

ترجمه

n. میل جنسی; تحریک جنسی; افراط در شهوت

عبارات و ترکیب‌ها

erotisms in art

عشق‌بازی در هنر

erotisms of love

عشق‌بازی‌های عشق

erotisms and fantasy

عشق‌بازی و خیال‌پردازی

erotisms of desire

عشق‌بازی‌های هوس

erotisms in literature

عشق‌بازی در ادبیات

erotisms and identity

عشق‌بازی و هویت

erotisms through dance

عشق‌بازی از طریق رقص

erotisms of nature

عشق‌بازی‌های طبیعت

erotisms in culture

عشق‌بازی در فرهنگ

جملات نمونه

her artwork explores themes of erotisms and intimacy.

هنر او مضامین شهوت و صمیمیت را بررسی می‌کند.

the novel is filled with subtle erotisms that captivate the reader.

رمان پر از شهوت‌های ظریف است که خواننده را مجذوب خود می‌کند.

they discussed the role of erotisms in modern literature.

آنها نقش شهوت در ادبیات مدرن را مورد بحث قرار دادند.

her poetry often incorporates elements of erotisms and desire.

شعر او اغلب عناصری از شهوت و میل را در بر می‌گیرد.

the film was criticized for its excessive use of erotisms.

فیلم به دلیل استفاده بیش از حد از شهوت مورد انتقاد قرار گرفت.

he appreciates the artistic expression of erotisms in dance.

او از بیان هنری شهوت در رقص قدردانی می‌کند.

her research focuses on the cultural implications of erotisms.

تحقیقات او بر پیامدهای فرهنگی شهوت تمرکز دارد.

they attended a lecture about the history of erotisms in art.

آنها در سخنرانی در مورد تاریخچه شهوت در هنر شرکت کردند.

many artists use erotisms to challenge societal norms.

بسیاری از هنرمندان از شهوت برای به چالش کشیدن هنجارهای اجتماعی استفاده می‌کنند.

the exhibition featured works that celebrate erotisms and sensuality.

نمایشگاه شامل آثاری بود که شهوت و غریزه را جشن می‌گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید