repulsion

[ایالات متحده]/rɪˈpʌlʃn/
[بریتانیا]/rɪˈpʌlʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تنفر، عدم علاقه؛ نیرویی که اشیاء را از هم دور می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

overcome repulsion

غلبه بر دفع

strong repulsion

دفع قوی

instinctive repulsion

دفع غریزی

repulsion towards

دفع نسبت به

deep repulsion

دفع عمیق

express repulsion

ابراز دفع

physical repulsion

دفع فیزیکی

coulomb repulsion

دفع کولن

جملات نمونه

feel repulsion for sb.

احساس انزجار نسبت به کسی

repulsion at the sight of a diseased animal

دفع از دیدن یک حیوان بیمار

I have a repulsion for snakes.

من برای مارها متنفر هستم.

He looked with repulsion at the dead body.

او با حالتی منزجر به جسد مردگان نگاه کرد.

Hyperconjugation not steric repulsion leads to the staggered s ...

بسیار مزدوج‌سازی نه دفعات فضایی منجر به s مرحله‌ای می‌شود ...

We must conclude that when the distance between the molecules is very small, there are forces of repulsion.

ما باید نتیجه گیری کنیم که وقتی فاصله بین مولکول ها بسیار کم است، نیروهای دفع وجود دارد.

- Repulsion, threat and revanchism factors at alignment is now only effective if close in the triangle.

- عوامل دفع، تهدید و انتقام جویانه در هم تراسی فقط در صورتی موثر هستند که در مثلث نزدیک باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید