escalation

[ایالات متحده]/ˌeskəˈleɪʃn/
[بریتانیا]/ˌeskəˈleɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افزایش یا تشدید؛ گسترش

عبارات و ترکیب‌ها

escalation of conflict

تشدید درگیری

escalation of tension

تشدید تنش

جملات نمونه

a serious escalation in the fighting

تشدید جدی در درگیری‌ها

the escalation in costs is certain to shake the confidence of private investors.

تشدید هزینه‌ها به طور قطع باعث تضعیف اعتماد سرمایه‌گذاران خصوصی خواهد شد.

The characteristics of pulsed electron beam generated by multiplate pseudospark chamber (MPC) on the basis of field escalation effects have been described in this paper.

ویژگی‌های پرتو الکترونی پالس تولید شده توسط محفظه شبه جرقه چند صفحه‌ای (MPC) بر اساس اثرات افزایش میدان در این مقاله شرح داده شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید