escapees

[ایالات متحده]/ɛsˈkeɪpiːz/
[بریتانیا]/ɛsˈkeɪpiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که از یک مکان فرار کرده‌اند، به‌ویژه از یک زندان

عبارات و ترکیب‌ها

prison escapees

فرارکنندگان از زندان

political escapees

فرارکنندگان سیاسی

refugee escapees

فرارکنندگان پناهنده

escapees found

فرارکنندگان یافت شده

escapees captured

فرارکنندگان دستگیر شده

escapees reported

گزارش فرارکنندگان

escapees identified

فرارکنندگان شناسایی شده

escapees arrested

فرارکنندگان دستگیری شدند

escapees' stories

داستان‌های فرارکنندگان

escapees' fate

سرنوشت فرارکنندگان

جملات نمونه

the escapees managed to evade capture for several days.

گریختگان موفق به اجتناب از دستگیری به مدت چند روز شدند.

authorities are searching for the escapees who fled the prison.

مقامات به دنبال فراریانی هستند که از زندان فرار کرده اند.

many escapees have reported harsh conditions in the facility.

بسیاری از فرارکنندگان شرایط سخت در این مرکز را گزارش کرده اند.

the escapees left behind a trail of confusion and fear.

فرارکنندگان ردپای سردرگمی و ترس را از خود باقی گذاشتند.

local residents were warned about the escapees on the loose.

ساکنان محلی در مورد فراریانی که آزاد بودند، هشدار داده شدند.

efforts to recapture the escapees are ongoing.

تلاش‌ها برای مجدداً به دست گرفتن فرارکنندگان ادامه دارد.

the escapees were last seen heading towards the mountains.

آخرین بار فرارکنندگان دیده شدند که به سمت کوه‌ها در حرکت بودند.

escapees often have to rely on the help of others to survive.

فرارکنندگان اغلب برای زنده ماندن باید به کمک دیگران تکیه کنند.

the police set up roadblocks to catch the escapees.

پلیس برای دستگیری فرارکنندگان ایستگاه‌های بازرسی ایجاد کرد.

some escapees have turned to crime to support themselves.

برخی از فرارکنندگان برای تامین معاش خود به جرم و جنایت روی آورده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید