esoterica

[ایالات متحده]/ˌɛsəˈtɛrɪkə/
[بریتانیا]/ˌɛsəˈtɛrɪkə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دانش مخفی یا تخصصی؛ نوشته‌ها یا انتشارات رمزی؛ موضوع مخفی؛ آموزه‌های عرفانی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

esoterica knowledge

دانش عرفانی

esoterica studies

مطالعات عرفانی

esoterica culture

فرهنگ عرفانی

esoterica texts

متون عرفانی

esoterica practices

اعمال عرفانی

esoterica philosophy

فلسفه عرفانی

esoterica traditions

تقاليد عرفاني

esoterica symbols

نمادهای عرفانی

esoterica insights

بینش‌های عرفانی

esoterica community

جامعه عرفانی

جملات نمونه

his interest in esoterica led him to explore ancient texts.

علاقه او به عرفان او را به کاوش در متون باستانی سوق داد.

many people find esoterica fascinating yet difficult to understand.

بسیاری از مردم عرفان را جذاب اما درک آن دشوار می‌دانند.

she joined a group dedicated to studying esoterica.

او به گروهی که به مطالعه عرفان اختصاص داده شده بود، پیوست.

esoterica often requires years of study to grasp fully.

عرفان اغلب به سال‌ها مطالعه برای درک کامل نیاز دارد.

his lectures on esoterica attracted a niche audience.

سخنرانی‌های او در مورد عرفان مخاطبان خاصی را جذب کرد.

she wrote a book that delves into the esoterica of philosophy.

او کتابی نوشت که به بررسی عرفان فلسفه می‌پردازد.

understanding esoterica can open new perspectives on life.

درک عرفان می‌تواند دریچه‌های جدیدی به زندگی باز کند.

the esoterica of the subject can be daunting for beginners.

عرفان این موضوع می‌تواند برای مبتدیان ترسناک باشد.

he has a collection of esoterica from various cultures.

او مجموعه‌ای از عرفان از فرهنگ‌های مختلف دارد.

exploring esoterica can lead to profound personal insights.

کاوش در عرفان می‌تواند منجر به بینش‌های شخصی عمیق شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید