hydrolyzed

[ایالات متحده]/haɪˈdrɒl.aɪzd/
[بریتانیا]/haɪˈdrɑː.laɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکت هیدرولیز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

hydrolyzed protein

پروتئین هیدرولیز شده

hydrolyzed collagen

کلاژن هیدرولیز شده

hydrolyzed starch

نشاسته هیدرولیز شده

hydrolyzed fat

چربی هیدرولیز شده

hydrolyzed wheat

گندم هیدرولیز شده

hydrolyzed casein

کازئین هیدرولیز شده

hydrolyzed soy

سویا هیدرولیز شده

hydrolyzed keratin

کراتین هیدرولیز شده

hydrolyzed gelatin

ژلاتین هیدرولیز شده

hydrolyzed amino acids

اسیدهای آمینه هیدرولیز شده

جملات نمونه

the protein was hydrolyzed to improve its digestibility.

پروتئین برای بهبود قابلیت هضم آن هیدرولیز شد.

hydrolyzed collagen is often used in beauty products.

کلاژن هیدرولیز شده اغلب در محصولات زیبایی استفاده می شود.

the enzyme hydrolyzed the starch into sugars.

آنزیم نشاسته را به قندها هیدرولیز کرد.

hydrolyzed fats can be more easily absorbed by the body.

چربی های هیدرولیز شده می توانند به راحتی توسط بدن جذب شوند.

the hydrolyzed form of the substance is more effective.

فرم هیدرولیز شده ماده موثرتر است.

hydrolyzed whey protein is popular among athletes.

پروتئین وی هیدرولیز شده در بین ورزشکاران محبوب است.

we hydrolyzed the sample to analyze its components.

ما نمونه را هیدرولیز کردیم تا اجزای آن را تجزیه و تحلیل کنیم.

hydrolyzed gelatin can be used in cooking.

ژلاتین هیدرولیز شده را می توان در آشپزی استفاده کرد.

the hydrolyzed solution showed better results in tests.

محلول هیدرولیز شده نتایج بهتری در آزمایشات نشان داد.

hydrolyzed proteins are often found in infant formulas.

پروتئین های هیدرولیز شده اغلب در شیرخشک یافت می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید