hydrolyzed protein
پروتئین هیدرولیز شده
hydrolyzed collagen
کلاژن هیدرولیز شده
hydrolyzed starch
نشاسته هیدرولیز شده
hydrolyzed fat
چربی هیدرولیز شده
hydrolyzed wheat
گندم هیدرولیز شده
hydrolyzed casein
کازئین هیدرولیز شده
hydrolyzed soy
سویا هیدرولیز شده
hydrolyzed keratin
کراتین هیدرولیز شده
hydrolyzed gelatin
ژلاتین هیدرولیز شده
hydrolyzed amino acids
اسیدهای آمینه هیدرولیز شده
the protein was hydrolyzed to improve its digestibility.
پروتئین برای بهبود قابلیت هضم آن هیدرولیز شد.
hydrolyzed collagen is often used in beauty products.
کلاژن هیدرولیز شده اغلب در محصولات زیبایی استفاده می شود.
the enzyme hydrolyzed the starch into sugars.
آنزیم نشاسته را به قندها هیدرولیز کرد.
hydrolyzed fats can be more easily absorbed by the body.
چربی های هیدرولیز شده می توانند به راحتی توسط بدن جذب شوند.
the hydrolyzed form of the substance is more effective.
فرم هیدرولیز شده ماده موثرتر است.
hydrolyzed whey protein is popular among athletes.
پروتئین وی هیدرولیز شده در بین ورزشکاران محبوب است.
we hydrolyzed the sample to analyze its components.
ما نمونه را هیدرولیز کردیم تا اجزای آن را تجزیه و تحلیل کنیم.
hydrolyzed gelatin can be used in cooking.
ژلاتین هیدرولیز شده را می توان در آشپزی استفاده کرد.
the hydrolyzed solution showed better results in tests.
محلول هیدرولیز شده نتایج بهتری در آزمایشات نشان داد.
hydrolyzed proteins are often found in infant formulas.
پروتئین های هیدرولیز شده اغلب در شیرخشک یافت می شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید