estheses

[ایالات متحده]/ɛsˈθiːsɪs/
[بریتانیا]/ɛsˈθiːsɪs/

ترجمه

n. قابلیت حس؛ حس یا ادراک

عبارات و ترکیب‌ها

visual esthesis

استحساس بینایی

auditory esthesis

استحساس شنوایی

tactile esthesis

استحساس لمسی

olfactory esthesis

استحساس بویایی

gustatory esthesis

استحساس چشه‌ای

kinesthetic esthesis

استحساس حرکتی

interoceptive esthesis

استحساس درونی

emotional esthesis

استحساس عاطفی

somatic esthesis

استحساس بدنی

spatial esthesis

استحساس فضایی

جملات نمونه

esthesis refers to the perception of sensations.

حس‌آمیزی به درک احساسات اشاره دارد.

the study of esthesis is important in psychology.

مطالعه حس‌آمیزی در روانشناسی مهم است.

she has a heightened esthesis to taste.

او حس‌آمیزی فوق‌العاده‌ای برای چشیدن دارد.

esthesis can vary greatly from person to person.

حس‌آمیزی می‌تواند به طور قابل توجهی از یک شخص به شخص دیگر متفاوت باشد.

artists often rely on their esthesis to create.

هنرمندان اغلب برای خلق آثار خود به حس‌آمیزی خود متکی هستند.

esthesis plays a crucial role in human experience.

حس‌آمیزی نقش مهمی در تجربه انسانی ایفا می‌کند.

understanding esthesis can improve communication.

درک حس‌آمیزی می‌تواند ارتباطات را بهبود بخشد.

some people have a unique esthesis for music.

برخی افراد حس‌آمیزی منحصر به فردی برای موسیقی دارند.

esthesis helps us navigate the world around us.

حس‌آمیزی به ما کمک می‌کند تا دنیای اطراف خود را درک کنیم.

empathy is closely linked to emotional esthesis.

همدردی ارتباط نزدیکی با حس‌آمیزی عاطفی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید