estonia

[ایالات متحده]/esˈtəunjə/
[بریتانیا]/ɛˈstoniə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کشور بالتیک، با تالین به عنوان پایتخت آن.

جملات نمونه

Estonia is known for its beautiful landscapes and unique culture.

استونی به خاطر مناظر زیبا و فرهنگ منحصر به فردش شناخته شده است.

Many tourists visit Estonia to explore its historical sites and charming cities.

بسیاری از گردشگران از استونی بازدید می کنند تا مکان های تاریخی و شهرهای جذاب آن را کشف کنند.

Estonia has a growing technology sector with many startups and innovative companies.

استونی دارای بخش فناوری در حال رشد با بسیاری از استارت آپ ها و شرکت های نوآور است.

The capital of Estonia is Tallinn, a picturesque city with a well-preserved medieval old town.

پایتخت استونی تالین است، یک شهر زیبا با شهر قدیمی قرون وسطایی حفظ شده.

Estonia is a member of the European Union and NATO.

استونی عضو اتحادیه اروپا و ناتو است.

The official language of Estonia is Estonian.

زبان رسمی استونی، استونیایی است.

Estonia has a rich cultural heritage, including traditional music and folk dances.

استونی دارای میراث فرهنگی غنی، از جمله موسیقی سنتی و رقص های محلی است.

Estonia has a high standard of living and quality of life compared to many other countries.

استونی در مقایسه با بسیاری از کشورهای دیگر، از نظر استانداردهای زندگی و کیفیت زندگی از سطح بالایی برخوردار است.

Estonia is known for its digital innovation and e-government services.

استونی به خاطر نوآوری های دیجیتال و خدمات دولت الکترونیک شناخته شده است.

Estonia has a strong focus on environmental sustainability and green initiatives.

استونی بر پایداری محیط زیست و طرح های سبز تمرکز زیادی دارد.

نمونه‌های واقعی

Estonia introduced online voting in parliamentary elections in 2007.

استونی در سال 2007 رای گیری اینترنتی را در انتخابات پارلمانی معرفی کرد.

منبع: The Economist (Summary)

Estonia has the largest Russian-speaking population.

استونی بیشترین جمعیت با زبان روسی را دارد.

منبع: AP Listening Collection September 2014

Estonia, Ukraine, they lag behind us in many things.

استونی، اوکراین، آنها در بسیاری از موارد از ما عقب هستند.

منبع: New York Magazine (Video Edition)

Kelly Sildaru of Estonia took the bronze with 82.06 points.

کلی سیلدارو از استونی با امتیاز 82.06 مدال برنز را کسب کرد.

منبع: Intermediate and advanced English short essay.

New moms in Estonia get two full years of paid leave.

مادران جدید در استونی دو سال کامل مرخصی با حقوق دریافت می کنند.

منبع: CNN Selected June 2015 Collection

February 24th marked the one hundredth anniversary of the founding the Republic of Estonia.

24 فوریه، صد سالگی تاسیس جمهوری استونی را نشان می داد.

منبع: VOA Standard English_Europe

Over the centuries Estonia was dominated by Danes, Germans, Swedes and Russians.

در طول قرن ها، استونی تحت سلطه دانمارکی ها، آلمانی ها، سوئدی ها و روس ها بود.

منبع: The Economist (Summary)

Another 450 service personnel have been sent to Lithuania Latvia and Estonia.

450 پرسنل خدماتی دیگر به لیتوانی، لتونی و استونی اعزام شده اند.

منبع: BBC Listening Collection April 2014

Last year, we went to visit it at the shipyard in Estonia.

سال گذشته برای بازدید از آن به کارخانه کشتی سازی در استونی رفتیم.

منبع: Billions Season 1

Then Soviet forces invaded the small Baltic nations of Latvia, Estonia and Lithuania.

سپس نیروهای شوروی به کشورهای کوچک بالتیک لتونی، استونی و لیتوانی حمله کردند.

منبع: VOA Special April 2020 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید