ethnographer

[ایالات متحده]/eθ'nɔɡrəfə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مردم‌نگار؛ انسان‌شناس

جملات نمونه

The ethnographer and anthropologist , Baldwin Spencer wrote about these ceremonies when he visited the islands during 1911 and 1912.

قوم‌نگار و انسان‌شناس، بالدوین اسپنسر، در مورد این آیین‌ها نوشت، زمانی که در سال‌های 1911 و 1912 از این جزایر بازدید کرد.

The ethnographer conducted fieldwork in a remote village.

قوم‌نگار، تحقیقات میدانی را در یک دهکده دورافتاده انجام داد.

Ethnographers study the customs and traditions of different cultures.

قوم‌نگاران آداب و رسوم فرهنگ‌های مختلف را مطالعه می‌کنند.

The ethnographer immersed herself in the local community to understand their way of life.

قوم‌نگار برای درک روش زندگی آنها، خود را در جامعه محلی غوطه‌ور کرد.

Ethnographers often use interviews and participant observation in their research.

قوم‌نگاران اغلب در تحقیقات خود از مصاحبه‌ها و مشاهده مشارکتی استفاده می‌کنند.

The ethnographer wrote a detailed report based on her findings.

قوم‌نگار بر اساس یافته‌های خود، گزارشی مفصل نوشت.

Ethnographers strive to maintain objectivity in their studies.

قوم‌نگاران تلاش می‌کنند در تحقیقات خود بی‌طرفی را حفظ کنند.

The ethnographer's work sheds light on the cultural practices of indigenous communities.

کارقوم‌نگار، نورافشانی بر شیوه‌های فرهنگی جوامع بومی می‌کند.

Ethnographers often face challenges in gaining access to closed communities.

قوم‌نگاران اغلب با چالش‌های دسترسی به جوامع بسته مواجه هستند.

The ethnographer's research contributed valuable insights to the field of anthropology.

تحقیقات قوم‌نگار، بینش‌های ارزشمندی را به حوزه مردم‌شناسی ارائه کرد.

Ethnographers play a crucial role in preserving cultural heritage through documentation.

قوم‌نگاران نقش مهمی در حفظ میراث فرهنگی از طریق مستندسازی ایفا می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

But they cast a wider net than PWAP to include journalists, musicians, writers, ethnographers and historians among others.

اما آن‌ها دام گسترده‌تری نسبت به PWAP گسترش دادند تا روزنام‌نگاران، موسیقی‌دانان، نویسندگان، قوم‌نگاران و مورخان را نیز شامل شود.

منبع: The story of origin

Chinese ethnographers often refer to the mountains of southwestern China as a tribal corridor, a crossroads of antique migrations dating back to the Stone Age.

قوم‌نگاران چینی اغلب به کوه‌های جنوب غربی چین به عنوان یک راهروی قبیله‌ای، تقاطع مهاجرت‌های باستانی که به دوران سنگی بازمی‌گردد، اشاره می‌کنند.

منبع: Selected English short passages

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید