| جمع | etymologists |
famous etymologist
واژهشناس مشهور
professional etymologist
واژهشناس حرفهای
renowned etymologist
واژه شناس برجسته
etymologist's study
تحقیقات واژه شناس
etymologist's guide
راهنمای واژه شناس
etymologist's work
کار واژه شناس
etymologist's opinion
نظر واژه شناس
etymologist's research
تحقیقات واژه شناس
etymologist's findings
یافته های واژه شناس
etymologist's theory
نظریه واژه شناس
the etymologist studied the origins of the word.
دانشمند زبانشناسی، ریشههای کلمه را بررسی کرد.
an etymologist can trace the history of language.
یک دانشمند زبانشناسی میتواند تاریخچه زبان را ردیابی کند.
the etymologist wrote a book on ancient languages.
دانشمند زبانشناسی کتابی در مورد زبانهای باستانی نوشت.
many people consult an etymologist for language questions.
بسیاری از مردم برای سوالات مربوط به زبان با یک دانشمند زبانشناسی مشورت میکنند.
the etymologist explained the evolution of the term.
دانشمند زبانشناسی توضیح داد که اصطلاح چگونه تکامل یافته است.
being an etymologist requires a deep understanding of linguistics.
دانشمند زبانشناسی بودن نیازمند درک عمیقی از زبانشناسی است.
the etymologist provided insight into cultural influences on language.
دانشمند زبانشناسی بینشی در مورد تأثیرات فرهنگی بر زبان ارائه داد.
as an etymologist, she enjoys discovering word roots.
به عنوان یک دانشمند زبانشناسی، او از کشف ریشههای کلمات لذت میبرد.
the etymologist's research revealed surprising connections between languages.
تحقیقات دانشمند زبانشناسی ارتباطات شگفتانگیزی بین زبانها را نشان داد.
students often admire the work of an etymologist.
دانشجویان اغلب به کار یک دانشمند زبانشناسی احترام میگذارند.
famous etymologist
واژهشناس مشهور
professional etymologist
واژهشناس حرفهای
renowned etymologist
واژه شناس برجسته
etymologist's study
تحقیقات واژه شناس
etymologist's guide
راهنمای واژه شناس
etymologist's work
کار واژه شناس
etymologist's opinion
نظر واژه شناس
etymologist's research
تحقیقات واژه شناس
etymologist's findings
یافته های واژه شناس
etymologist's theory
نظریه واژه شناس
the etymologist studied the origins of the word.
دانشمند زبانشناسی، ریشههای کلمه را بررسی کرد.
an etymologist can trace the history of language.
یک دانشمند زبانشناسی میتواند تاریخچه زبان را ردیابی کند.
the etymologist wrote a book on ancient languages.
دانشمند زبانشناسی کتابی در مورد زبانهای باستانی نوشت.
many people consult an etymologist for language questions.
بسیاری از مردم برای سوالات مربوط به زبان با یک دانشمند زبانشناسی مشورت میکنند.
the etymologist explained the evolution of the term.
دانشمند زبانشناسی توضیح داد که اصطلاح چگونه تکامل یافته است.
being an etymologist requires a deep understanding of linguistics.
دانشمند زبانشناسی بودن نیازمند درک عمیقی از زبانشناسی است.
the etymologist provided insight into cultural influences on language.
دانشمند زبانشناسی بینشی در مورد تأثیرات فرهنگی بر زبان ارائه داد.
as an etymologist, she enjoys discovering word roots.
به عنوان یک دانشمند زبانشناسی، او از کشف ریشههای کلمات لذت میبرد.
the etymologist's research revealed surprising connections between languages.
تحقیقات دانشمند زبانشناسی ارتباطات شگفتانگیزی بین زبانها را نشان داد.
students often admire the work of an etymologist.
دانشجویان اغلب به کار یک دانشمند زبانشناسی احترام میگذارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید