| جمع | evangels |
evangel message
پیام انجیل
evangel service
خدمات انجیل
evangel mission
ماموریت انجیل
evangel outreach
خدمات بیروننشینی انجیل
evangel ministry
وزارت انجیل
evangel teaching
آموزش انجیل
evangel witness
شهادت انجیل
evangel revival
احیای انجیل
evangel community
انجمن انجیل
evangel fellowship
همکاری انجیل
she decided to evangelize her beliefs to the community.
او تصمیم گرفت باورهای خود را به جامعه تبلیغ کند.
many missionaries travel to evangelize in different countries.
ماموران مذهبی زیادی برای تبلیغ در کشورهای مختلف سفر میکنند.
he felt called to evangelize through music.
او احساس میکرد که از طریق موسیقی مأموریت دارد تبلیغ کند.
the church organized events to evangelize to the youth.
کلیسا رویدادهایی را برای تبلیغ به جوانان سازماندهی کرد.
she wrote a book to evangelize her ideas on spirituality.
او کتابی برای تبلیغ ایدههای خود در مورد معنویت نوشت.
they use social media to evangelize their message.
آنها از رسانههای اجتماعی برای تبلیغ پیام خود استفاده میکنند.
his goal is to evangelize and inspire others.
هدف او تبلیغ و الهام بخشیدن به دیگران است.
evangelism can take many forms, including personal testimonies.
تبلیغ میتواند اشکال مختلفی داشته باشد، از جمله شهادتهای شخصی.
she attended a seminar to learn how to evangelize effectively.
او برای یادگیری نحوه تبلیغ موثر در یک سمینار شرکت کرد.
they believe it is important to evangelize in today's world.
آنها معتقدند که تبلیغ در دنیای امروز مهم است.
evangel message
پیام انجیل
evangel service
خدمات انجیل
evangel mission
ماموریت انجیل
evangel outreach
خدمات بیروننشینی انجیل
evangel ministry
وزارت انجیل
evangel teaching
آموزش انجیل
evangel witness
شهادت انجیل
evangel revival
احیای انجیل
evangel community
انجمن انجیل
evangel fellowship
همکاری انجیل
she decided to evangelize her beliefs to the community.
او تصمیم گرفت باورهای خود را به جامعه تبلیغ کند.
many missionaries travel to evangelize in different countries.
ماموران مذهبی زیادی برای تبلیغ در کشورهای مختلف سفر میکنند.
he felt called to evangelize through music.
او احساس میکرد که از طریق موسیقی مأموریت دارد تبلیغ کند.
the church organized events to evangelize to the youth.
کلیسا رویدادهایی را برای تبلیغ به جوانان سازماندهی کرد.
she wrote a book to evangelize her ideas on spirituality.
او کتابی برای تبلیغ ایدههای خود در مورد معنویت نوشت.
they use social media to evangelize their message.
آنها از رسانههای اجتماعی برای تبلیغ پیام خود استفاده میکنند.
his goal is to evangelize and inspire others.
هدف او تبلیغ و الهام بخشیدن به دیگران است.
evangelism can take many forms, including personal testimonies.
تبلیغ میتواند اشکال مختلفی داشته باشد، از جمله شهادتهای شخصی.
she attended a seminar to learn how to evangelize effectively.
او برای یادگیری نحوه تبلیغ موثر در یک سمینار شرکت کرد.
they believe it is important to evangelize in today's world.
آنها معتقدند که تبلیغ در دنیای امروز مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید