evangel

[ایالات متحده]/ɪˈvæn.dʒəl/
[بریتانیا]/ɪˈvæn.dʒəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیام انجیل؛ روایتی از زندگی عیسی
Word Forms
جمعevangels

عبارات و ترکیب‌ها

evangel message

پیام انجیل

evangel service

خدمات انجیل

evangel mission

ماموریت انجیل

evangel outreach

خدمات بیرون‌نشینی انجیل

evangel ministry

وزارت انجیل

evangel teaching

آموزش انجیل

evangel witness

شهادت انجیل

evangel revival

احیای انجیل

evangel community

انجمن انجیل

evangel fellowship

همکاری انجیل

جملات نمونه

she decided to evangelize her beliefs to the community.

او تصمیم گرفت باورهای خود را به جامعه تبلیغ کند.

many missionaries travel to evangelize in different countries.

ماموران مذهبی زیادی برای تبلیغ در کشورهای مختلف سفر می‌کنند.

he felt called to evangelize through music.

او احساس می‌کرد که از طریق موسیقی مأموریت دارد تبلیغ کند.

the church organized events to evangelize to the youth.

کلیسا رویدادهایی را برای تبلیغ به جوانان سازماندهی کرد.

she wrote a book to evangelize her ideas on spirituality.

او کتابی برای تبلیغ ایده‌های خود در مورد معنویت نوشت.

they use social media to evangelize their message.

آنها از رسانه‌های اجتماعی برای تبلیغ پیام خود استفاده می‌کنند.

his goal is to evangelize and inspire others.

هدف او تبلیغ و الهام بخشیدن به دیگران است.

evangelism can take many forms, including personal testimonies.

تبلیغ می‌تواند اشکال مختلفی داشته باشد، از جمله شهادت‌های شخصی.

she attended a seminar to learn how to evangelize effectively.

او برای یادگیری نحوه تبلیغ موثر در یک سمینار شرکت کرد.

they believe it is important to evangelize in today's world.

آنها معتقدند که تبلیغ در دنیای امروز مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید