he evangelises hope
او بشارت امید را میدهد
she evangelises change
او بشارت تغییر را میدهد
it evangelises love
آن بشارت عشق را میدهد
they evangelises peace
آنها بشارت صلح را میدهند
we evangelises joy
ما بشارت شادی را میدهیم
he evangelises truth
او بشارت حقیقت را میدهد
she evangelises community
او بشارت اجتماع را میدهد
they evangelises faith
آنها بشارت ایمان را میدهند
he evangelises the importance of community service.
او بر اهمیت خدمات اجتماعی تأکید میکند.
the organization evangelises for environmental protection.
سازمان برای حفاظت از محیط زیست تبلیغ میکند.
she evangelises the benefits of healthy living.
او از مزایای زندگی سالم تبلیغ میکند.
the preacher evangelises to spread the message of hope.
واعظ برای انتشار پیام امید تبلیغ میکند.
he evangelises the ideas of equality and justice.
او ایدههای برابری و عدالت را تبلیغ میکند.
she evangelises for animal rights passionately.
او به طور مشتاقانه برای حقوق حیوانات تبلیغ میکند.
the campaign evangelises the need for mental health awareness.
کمپین نیاز به آگاهی از سلامت روان را تبلیغ میکند.
he evangelises the concept of lifelong learning.
او مفهوم یادگیری مادام العمر را تبلیغ میکند.
the author evangelises through her writing.
نویسنده از طریق نوشتههای خود تبلیغ میکند.
he evangelises hope
او بشارت امید را میدهد
she evangelises change
او بشارت تغییر را میدهد
it evangelises love
آن بشارت عشق را میدهد
they evangelises peace
آنها بشارت صلح را میدهند
we evangelises joy
ما بشارت شادی را میدهیم
he evangelises truth
او بشارت حقیقت را میدهد
she evangelises community
او بشارت اجتماع را میدهد
they evangelises faith
آنها بشارت ایمان را میدهند
he evangelises the importance of community service.
او بر اهمیت خدمات اجتماعی تأکید میکند.
the organization evangelises for environmental protection.
سازمان برای حفاظت از محیط زیست تبلیغ میکند.
she evangelises the benefits of healthy living.
او از مزایای زندگی سالم تبلیغ میکند.
the preacher evangelises to spread the message of hope.
واعظ برای انتشار پیام امید تبلیغ میکند.
he evangelises the ideas of equality and justice.
او ایدههای برابری و عدالت را تبلیغ میکند.
she evangelises for animal rights passionately.
او به طور مشتاقانه برای حقوق حیوانات تبلیغ میکند.
the campaign evangelises the need for mental health awareness.
کمپین نیاز به آگاهی از سلامت روان را تبلیغ میکند.
he evangelises the concept of lifelong learning.
او مفهوم یادگیری مادام العمر را تبلیغ میکند.
the author evangelises through her writing.
نویسنده از طریق نوشتههای خود تبلیغ میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید