eventful

[ایالات متحده]/ɪˈventfl/
[بریتانیا]/ɪˈventfl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر از حوادث مهم یا رویدادهای هیجان‌انگیز

عبارات و ترکیب‌ها

an eventful day

یک روز پر از وقایع

eventful journey

سفر پرماجرا

eventful experience

تجربه پربار

جملات نمونه

his long and eventful life.

زندگی طولانی و پرماجرايش

an eventful meeting between heads of states

یک ملاقات پربار بین سران کشورها

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید