evitable

[ایالات متحده]/ˈɛvɪtəbl/
[بریتانیا]/ˈɛvɪtəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل اجتناب; قادر به جلوگیری

عبارات و ترکیب‌ها

inevitable outcome

نتیجه اجتناب‌ناپذیر

inevitable change

تغییر اجتناب‌ناپذیر

inevitable conclusion

نتیجه‌گیری اجتناب‌ناپذیر

inevitable conflict

درگیری اجتناب‌ناپذیر

inevitable fate

سرنوشت اجتناب‌ناپذیر

inevitable result

نتیجه اجتناب‌ناپذیر

inevitable truth

حقیقت اجتناب‌ناپذیر

inevitable delay

تاخیر اجتناب‌ناپذیر

inevitable mistake

اشتباه اجتناب‌ناپذیر

inevitable decision

تصمیم اجتناب‌ناپذیر

جملات نمونه

some changes in life are evitable.

برخی از تغییرات در زندگی اجتناب‌ناپذیر هستند.

it is evitable that we face challenges.

اجتناب‌ناپذیر است که با چالش‌ها روبرو شویم.

loss is an evitable part of life.

از دست دادن بخشی اجتناب‌ناپذیر از زندگی است.

conflict is often evitable with good communication.

درگیری اغلب با برقراری ارتباط خوب قابل اجتناب است.

some mistakes are evitable if we learn from them.

برخی از اشتباهات قابل اجتناب هستند اگر از آنها درس بگیریم.

change is evitable in a growing company.

تغییر در یک شرکت در حال رشد اجتناب‌ناپذیر است.

in any relationship, misunderstandings are evitable.

در هر رابطه‌ای، سوء تفاهم‌ها قابل اجتناب هستند.

time management can make stress evitable.

مدیریت زمان می‌تواند استرس را قابل اجتناب کند.

with proper planning, some failures can be evitable.

با برنامه‌ریزی مناسب، برخی از شکست‌ها قابل اجتناب هستند.

economic downturns are often evitable with foresight.

رکودهای اقتصادی اغلب با دوراندیشی قابل اجتناب هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید