avoidable

[ایالات متحده]/əˈv ɔɪdəbl/
[بریتانیا]/ə'vɔɪdəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل اجتناب; قادر به پیشگیری.

جملات نمونه

Most accidents are easily avoidable.

اکثر حوادث به راحتی قابل اجتناب هستند.

mistakes are avoidable with careful planning

اشتباهات با برنامه ریزی دقیق قابل اجتناب هستند.

conflicts are often avoidable with effective communication

درگیری‌ها اغلب با برقراری ارتباط موثر قابل اجتناب هستند.

accidents are avoidable if safety measures are followed

حوادث در صورت رعایت اقدامات ایمنی قابل اجتناب هستند.

misunderstandings are avoidable with clear explanations

سوء تفاهم ها با توضیحات واضح قابل اجتناب هستند.

problems are avoidable with proactive solutions

مشکلات با راه حل های پیشگیرانه قابل اجتناب هستند.

delays are avoidable with proper time management

تأخیرها با مدیریت زمان مناسب قابل اجتناب هستند.

arguments are avoidable through compromise and understanding

بحث و جدل از طریق سازش و درک قابل اجتناب است.

injuries are avoidable by following safety guidelines

آسیب ها با رعایت دستورالعمل های ایمنی قابل اجتناب هستند.

failures are avoidable with thorough preparation

شکست ها با آمادگی کامل قابل اجتناب هستند.

stress is avoidable with effective stress management techniques

استرس با استفاده از تکنیک های موثر مدیریت استرس قابل اجتناب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید