unavoidable

[ایالات متحده]/ˌʌnəˈvɔɪdəbl/
[بریتانیا]/ˌʌnəˈvɔɪdəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. اجتناب ناپذیر یا جلوگیری ناپذیر.

جملات نمونه

the natural and unavoidable consequences of growing old.

پیامدهای طبیعی و اجتناب‌ناپذیر پیری.

an unavoidable accident. See also Synonyms at sure

یک حادثه اجتناب‌ناپذیر. همچنین به مترادف‌ها در sure مراجعه کنید.

It is unavoidable to face challenges in life.

مقابله با چالش‌ها در زندگی اجتناب‌ناپذیر است.

Traffic jams are unavoidable during rush hours.

ترافیک در ساعات شلوغی اجتناب‌ناپذیر است.

Conflict is unavoidable in any relationship.

در هر رابطه‌ای، درگیری اجتناب‌ناپذیر است.

Mistakes are unavoidable in the learning process.

اشتباهات در فرآیند یادگیری اجتناب‌ناپذیر است.

It's unavoidable to experience setbacks on the road to success.

تجربه شکست در مسیر موفقیت اجتناب‌ناپذیر است.

Failure is often unavoidable in the pursuit of innovation.

شکست اغلب در追求 نوآوری اجتناب‌ناپذیر است.

Injuries are unavoidable in contact sports.

آسیب‌دیدگی‌ها در ورزش‌های تماسی اجتناب‌ناپذیر است.

Losses are unavoidable in the world of investments.

در دنیای سرمایه‌گذاری، ضررها اجتناب‌ناپذیر است.

It's unavoidable to encounter difficulties when learning a new language.

رویارویی با مشکلات هنگام یادگیری یک زبان جدید اجتناب‌ناپذیر است.

Problems are unavoidable in any project.

مشکلات در هر پروژه‌ای اجتناب‌ناپذیر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید