| جمع | ex-students |
ex-student reunion
همکلاسیهای سابق
an ex-student
یک همکلاسی سابق
ex-students' association
انجمن همکلاسیهای سابق
ex-student success
موفقیت همکلاسیهای سابق
supporting ex-students
حمایت از همکلاسیهای سابق
ex-student network
شبکه همکلاسیهای سابق
became an ex-student
به همکلاسی سابق تبدیل شد
ex-student feedback
بازخورد همکلاسیهای سابق
proud ex-student
همکلاسی سابق افتخارآمیز
the university welcomed an ex-student back for a guest lecture.
دانشگاه از یک فارغالتحصیل سابق برای سخنرانی مهمان استقبال کرد.
we're proud of our ex-students who have become successful entrepreneurs.
ما از فارغالتحصیلان سابق خود که به کارآفرینان موفق تبدیل شدهاند، مفتخریم.
the ex-student donated a significant sum to the alumni fund.
فارغالتحصیل سابق مبلغ قابل توجهی به صندوق فارغالتحصیلان اهدا کرد.
many ex-students still maintain close relationships with their professors.
بسیاری از فارغالتحصیلان سابق هنوز ارتباط نزدیکی با اساتید خود حفظ میکنند.
the school highlighted the achievements of several prominent ex-students.
مدرسه دستاوردهای چندین فارغالتحصیل برجسته سابق را برجسته کرد.
he is an ex-student of harvard university and a renowned scientist.
او فارغالتحصیل دانشگاه هاروارد و یک دانشمند مشهور است.
the ex-student organized a networking event for current students.
فارغالتحصیل سابق یک رویداد شبکهسازی برای دانشجویان فعلی سازماندهی کرد.
we value the contributions of our dedicated ex-students to the community.
ما از مشارکتهای فارغالتحصیلان سابق خود در جامعه قدردانی میکنیم.
the ex-student shared valuable industry insights with the career services team.
فارغالتحصیل سابق بینشهای ارزشمند صنعت را با تیم خدمات شغلی به اشتراک گذاشت.
the university's success is partly due to the support of its ex-students.
موفقیت دانشگاه تا حدودی به دلیل حمایت از فارغالتحصیلان سابق آن است.
the ex-student returned to campus to celebrate the school's anniversary.
فارغالتحصیل سابق برای بزرگداشت سالگرد مدرسه به محوطه بازگشت.
ex-student reunion
همکلاسیهای سابق
an ex-student
یک همکلاسی سابق
ex-students' association
انجمن همکلاسیهای سابق
ex-student success
موفقیت همکلاسیهای سابق
supporting ex-students
حمایت از همکلاسیهای سابق
ex-student network
شبکه همکلاسیهای سابق
became an ex-student
به همکلاسی سابق تبدیل شد
ex-student feedback
بازخورد همکلاسیهای سابق
proud ex-student
همکلاسی سابق افتخارآمیز
the university welcomed an ex-student back for a guest lecture.
دانشگاه از یک فارغالتحصیل سابق برای سخنرانی مهمان استقبال کرد.
we're proud of our ex-students who have become successful entrepreneurs.
ما از فارغالتحصیلان سابق خود که به کارآفرینان موفق تبدیل شدهاند، مفتخریم.
the ex-student donated a significant sum to the alumni fund.
فارغالتحصیل سابق مبلغ قابل توجهی به صندوق فارغالتحصیلان اهدا کرد.
many ex-students still maintain close relationships with their professors.
بسیاری از فارغالتحصیلان سابق هنوز ارتباط نزدیکی با اساتید خود حفظ میکنند.
the school highlighted the achievements of several prominent ex-students.
مدرسه دستاوردهای چندین فارغالتحصیل برجسته سابق را برجسته کرد.
he is an ex-student of harvard university and a renowned scientist.
او فارغالتحصیل دانشگاه هاروارد و یک دانشمند مشهور است.
the ex-student organized a networking event for current students.
فارغالتحصیل سابق یک رویداد شبکهسازی برای دانشجویان فعلی سازماندهی کرد.
we value the contributions of our dedicated ex-students to the community.
ما از مشارکتهای فارغالتحصیلان سابق خود در جامعه قدردانی میکنیم.
the ex-student shared valuable industry insights with the career services team.
فارغالتحصیل سابق بینشهای ارزشمند صنعت را با تیم خدمات شغلی به اشتراک گذاشت.
the university's success is partly due to the support of its ex-students.
موفقیت دانشگاه تا حدودی به دلیل حمایت از فارغالتحصیلان سابق آن است.
the ex-student returned to campus to celebrate the school's anniversary.
فارغالتحصیل سابق برای بزرگداشت سالگرد مدرسه به محوطه بازگشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید