excitably

[ایالات متحده]/ɪkˈsaɪtəbli/
[بریتانیا]/ɪkˈsaɪtəbli/

ترجمه

adv. به روشی که به راحتی هیجان زده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

excitably waiting

منتظرانه هیجان‌زده

excitably talking

در حال صحبت هیجان‌زده

excitably cheering

تشویق هیجان‌زده

excitably jumping

پرش هیجان‌زده

excitably exploring

کاوش هیجان‌زده

excitably sharing

اشتراک‌گذاری هیجان‌زده

excitably discussing

بحث هیجان‌زده

excitably laughing

خندیدن هیجان‌زده

excitably celebrating

جشن گرفتن هیجان‌زده

excitably participating

شرکت کردن هیجان‌زده

جملات نمونه

she spoke excitably about her upcoming trip.

او با هیجان درباره سفر آینده‌اش صحبت کرد.

the children laughed excitably during the party.

کودکان در طول مهمانی با هیجان خندیدند.

he excitably shared the news with his friends.

او با هیجان این خبر را با دوستانش به اشتراک گذاشت.

they waited excitably for the concert to begin.

آنها با هیجان منتظر شروع کنسرت بودند.

she was excitably planning her birthday celebration.

او با هیجان جشن تولد خود را برنامه‌ریزی می‌کرد.

the audience reacted excitably to the performance.

مخاطبان با هیجان به اجرای برنامه واکنش نشان دادند.

he excitably explained the rules of the game.

او با هیجان قوانین بازی را توضیح داد.

they talked excitably about their favorite movies.

آنها با هیجان درباره فیلم‌های مورد علاقه خود صحبت کردند.

she danced excitably at the festival.

او با هیجان در جشنواره رقصید.

the team celebrated excitably after their victory.

تیم پس از پیروزی خود با هیجان جشن گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید