exclave

[ایالات متحده]/ˈɛkskleɪv/
[بریتانیا]/ˈɛkskleɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرزمینی که جغرافیایی از بخش اصلی کشور جدا شده است

عبارات و ترکیب‌ها

isolated exclave

جزیره جداافتاده

territorial exclave

جزیره تحت حاکمیت

political exclave

جزیره سیاسی

foreign exclave

جزیره خارجی

cultural exclave

جزیره فرهنگی

administrative exclave

جزیره اداری

historical exclave

جزیره تاریخی

economic exclave

جزیره اقتصادی

geographic exclave

جزیره جغرافیایی

strategic exclave

جزیره استراتژیک

جملات نمونه

the country has an exclave located far from its main territory.

کشور دارای یک قلمرو جدا شده واقع در دور از قلمرو اصلی خود است.

traveling to the exclave requires crossing international borders.

سفر به قلمرو جدا شده نیاز به عبور از مرزهای بین‌المللی دارد.

many people are unaware of the exclave's unique culture.

بسیاری از مردم از فرهنگ منحصر به فرد قلمرو جدا شده آگاه نیستند.

the exclave is surrounded by foreign territory.

قلمرو جدا شده توسط سرزمین‌های خارجی احاطه شده است.

residents of the exclave often face travel challenges.

ساکنان قلمرو جدا شده اغلب با چالش‌های سفر مواجه هستند.

the exclave has its own local government.

قلمرو جدا شده دارای دولت محلی خود است.

understanding the history of the exclave is fascinating.

درک تاریخچه قلمرو جدا شده جالب است.

some exclaves are economically dependent on their parent country.

برخی از قلمروهای جدا شده از نظر اقتصادی به کشور مادر خود وابسته هستند.

the map clearly shows the location of the exclave.

نقشه به وضوح مکان قلمرو جدا شده را نشان می‌دهد.

exclaves can create complex political situations.

قلمروهای جدا شده می‌توانند شرایط سیاسی پیچیده‌ای ایجاد کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید