exclusives

[ایالات متحده]/ɪkˈskluːsɪvz/
[بریتانیا]/ɪkˈskluːsɪvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اخبار یا موارد انحصاری؛ موارد مالکیتی؛ محصولات یا پروژه‌هایی که تنها از طریق یک منبع خاص در دسترس هستند؛ افراد خارجی یا افراد انحصاری

عبارات و ترکیب‌ها

exclusive offers

پیشنهادات ویژه

exclusive deals

قراردادهای ویژه

exclusive content

محتوای اختصاصی

exclusive rights

حقوق انحصاری

exclusive access

دسترسی انحصاری

exclusive events

رویدادهای اختصاصی

exclusive previews

پیش‌نمایش‌های اختصاصی

exclusive experiences

تجربه‌های اختصاصی

exclusive products

محصولات اختصاصی

exclusive membership

عضویت انحصاری

جملات نمونه

these exclusives are only available to our premium members.

این موارد انحصاری فقط برای اعضای ویژه ما در دسترس هستند.

we offer exclusives that you won't find anywhere else.

ما مشترياني را ارائه مي دهيم که در هيچ جا ديگر وجود ندارند.

check out our latest exclusives for special discounts.

آخرين مشتريان ما را برای تخفیف های ویژه بررسی کنید.

the magazine features several exclusives this month.

مجله این ماه دارای ویژگی های انحصاری متعددی است.

our website has a section dedicated to exclusives.

وب سایت ما بخشی را به مشتريان اختصاص داده است.

fans are excited about the new movie exclusives.

هواداران از مشتريان جدید فیلم هیجان زده هستند.

these exclusives provide insight into the artist's process.

این مشتريان بینشی در مورد روند هنرمند ارائه می دهند.

subscribers receive monthly exclusives in their inbox.

مشترکین مشتريان ماهانه را در صندوق ورودی خود دریافت می کنند.

our travel blog shares exclusives on hidden gems.

وبلاگ سفر ما مشتريان را در مورد سنگ های قیمتی پنهان به اشتراک می گذارد.

exclusives often create buzz before the official release.

مشتريان اغلب قبل از انتشار رسمی سر و صدا ایجاد می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید