executions

[ایالات متحده]/ˌɛksɪˈkjuːʃənz/
[بریتانیا]/ˌɛksɪˈkjuːʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل انجام دادن یا به اجرا درآوردن؛ اجرای یک قطعه موسیقی؛ اجرای قانونی وصیت؛ عمل به قتل رساندن کسی طبق قانون

عبارات و ترکیب‌ها

death executions

اجرای اعدام‌ها

summary executions

اعدام‌های خلاصه

public executions

اعدام‌های علنی

executions delayed

اعدام‌ها به تعویق افتاده

executions carried

اعدام‌ها انجام شده

executions scheduled

اعدام‌ها زمان‌بندی شده

executions resumed

اعدام‌ها از سر گرفته شده

executions halted

اعدام‌ها متوقف شده

executions ordered

اعدام‌ها دستور داده شده

executions announced

اعلام اعدام‌ها

جملات نمونه

the executions were carried out at dawn.

اجراها در سپیده‌دم انجام شد.

there were protests against the executions.

تظاهراتی علیه اعدام‌ها وجود داشت.

executions can have a significant impact on society.

اعدام‌ها می‌توانند تأثیر قابل توجهی بر جامعه داشته باشند.

many countries have abolished executions.

بسیاری از کشورها اعدام را لغو کرده‌اند.

the debate over executions continues to be controversial.

بحث در مورد اعدام همچنان بحث‌برانگیز است.

executions are often seen as a form of punishment.

اعدام‌ها اغلب به عنوان یک شکل از مجازات تلقی می‌شوند.

witnesses described the executions as brutal.

شهود اعدام‌ها را وحشیانه توصیف کردند.

some argue that executions deter crime.

برخی استدلال می‌کنند که اعدام جرم را بازدارنده می‌کند.

executions raise ethical and moral questions.

اعدام‌ها سوالات اخلاقی و معنوی را مطرح می‌کنند.

human rights organizations often oppose executions.

سازمان‌های حقوق بشر اغلب با اعدام‌ها مخالفت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید