exegetical analysis
تحلیل تفسیری
exegetical method
روش تفسیری
exegetical study
مطالعه تفسیری
exegetical commentary
تفسیر تفسیری
exegetical approach
رویکرد تفسیری
exegetical perspective
دیدگاه تفسیری
exegetical insights
بینشهای تفسیری
exegetical framework
چارچوب تفسیری
exegetical principles
اصول تفسیری
exegetical traditions
سنّتهای تفسیری
the exegetical approach to the text revealed deeper meanings.
رویکرد تفسیری به متن، معانی عمیقتری را آشکار کرد.
her exegetical skills impressed the entire class.
مهارتهای تفسیری او، کل کلاس را تحت تاثیر قرار داد.
he wrote an exegetical paper on the historical context.
او یک مقاله تفسیری در مورد زمینه تاریخی نوشت.
the exegetical commentary provided valuable insights.
تفسیر تفسیری، بینشهای ارزشمندی ارائه داد.
exegetical analysis is essential for understanding scripture.
تحلیل تفسیری برای درک متون مقدس ضروری است.
they discussed the exegetical implications of the passage.
آنها پیامدهای تفسیری پاراگراف را مورد بحث قرار دادند.
the seminar focused on exegetical methods and techniques.
سمینار بر روشها و تکنیکهای تفسیری متمرکز بود.
exegetical studies can enhance theological education.
مطالعات تفسیری میتوانند آموزش الهیاتی را ارتقا دهند.
her exegetical work was recognized by her peers.
کار تفسیری او توسط همکارانش مورد توجه قرار گرفت.
exegetical traditions vary across different cultures.
رسوم تفسیری در فرهنگهای مختلف متفاوت است.
exegetical analysis
تحلیل تفسیری
exegetical method
روش تفسیری
exegetical study
مطالعه تفسیری
exegetical commentary
تفسیر تفسیری
exegetical approach
رویکرد تفسیری
exegetical perspective
دیدگاه تفسیری
exegetical insights
بینشهای تفسیری
exegetical framework
چارچوب تفسیری
exegetical principles
اصول تفسیری
exegetical traditions
سنّتهای تفسیری
the exegetical approach to the text revealed deeper meanings.
رویکرد تفسیری به متن، معانی عمیقتری را آشکار کرد.
her exegetical skills impressed the entire class.
مهارتهای تفسیری او، کل کلاس را تحت تاثیر قرار داد.
he wrote an exegetical paper on the historical context.
او یک مقاله تفسیری در مورد زمینه تاریخی نوشت.
the exegetical commentary provided valuable insights.
تفسیر تفسیری، بینشهای ارزشمندی ارائه داد.
exegetical analysis is essential for understanding scripture.
تحلیل تفسیری برای درک متون مقدس ضروری است.
they discussed the exegetical implications of the passage.
آنها پیامدهای تفسیری پاراگراف را مورد بحث قرار دادند.
the seminar focused on exegetical methods and techniques.
سمینار بر روشها و تکنیکهای تفسیری متمرکز بود.
exegetical studies can enhance theological education.
مطالعات تفسیری میتوانند آموزش الهیاتی را ارتقا دهند.
her exegetical work was recognized by her peers.
کار تفسیری او توسط همکارانش مورد توجه قرار گرفت.
exegetical traditions vary across different cultures.
رسوم تفسیری در فرهنگهای مختلف متفاوت است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید