exfoliated skin
پوست لایه برداری شده
exfoliated surface
سطح لایه برداری شده
exfoliated layer
لایه لایه برداری شده
exfoliated cells
سلولهای لایه برداری شده
exfoliated area
ناحیه لایه برداری شده
exfoliated products
محصولات لایه برداری
exfoliated texture
بافت لایه برداری شده
exfoliated treatment
درمان لایه برداری
exfoliated routine
روتین لایه برداری
exfoliated face
چهره لایه برداری شده
my skin feels smoother after being exfoliated.
پوست من بعد از لایه برداری نرمتر به نظر میرسد.
she exfoliated her face to remove dead skin cells.
او صورت خود را لایه برداری کرد تا سلولهای مرده پوست را از بین ببرد.
exfoliated skin allows for better absorption of moisturizer.
لایه برداری پوست به جذب بهتر مرطوب کننده کمک می کند.
he regularly exfoliates to keep his skin healthy.
او به طور مرتب لایه برداری می کند تا پوست خود را سالم نگه دارد.
after i exfoliated, my makeup applied more smoothly.
بعد از لایه برداری، آرایش من بهتر و صافتر اعمال شد.
it's important to exfoliate before applying self-tanner.
قبل از استفاده از خودنمای خود، لایه برداری مهم است.
she prefers natural scrubs to exfoliate her skin.
او ترجیح می دهد از اسکراب های طبیعی برای لایه برداری پوست خود استفاده کند.
exfoliated skin looks brighter and more radiant.
پوست لایه برداری شده روشن تر و درخشان تر به نظر می رسد.
he noticed a difference after his skin was exfoliated.
او متوجه تفاوت بعد از لایه برداری پوستش شد.
exfoliated skin
پوست لایه برداری شده
exfoliated surface
سطح لایه برداری شده
exfoliated layer
لایه لایه برداری شده
exfoliated cells
سلولهای لایه برداری شده
exfoliated area
ناحیه لایه برداری شده
exfoliated products
محصولات لایه برداری
exfoliated texture
بافت لایه برداری شده
exfoliated treatment
درمان لایه برداری
exfoliated routine
روتین لایه برداری
exfoliated face
چهره لایه برداری شده
my skin feels smoother after being exfoliated.
پوست من بعد از لایه برداری نرمتر به نظر میرسد.
she exfoliated her face to remove dead skin cells.
او صورت خود را لایه برداری کرد تا سلولهای مرده پوست را از بین ببرد.
exfoliated skin allows for better absorption of moisturizer.
لایه برداری پوست به جذب بهتر مرطوب کننده کمک می کند.
he regularly exfoliates to keep his skin healthy.
او به طور مرتب لایه برداری می کند تا پوست خود را سالم نگه دارد.
after i exfoliated, my makeup applied more smoothly.
بعد از لایه برداری، آرایش من بهتر و صافتر اعمال شد.
it's important to exfoliate before applying self-tanner.
قبل از استفاده از خودنمای خود، لایه برداری مهم است.
she prefers natural scrubs to exfoliate her skin.
او ترجیح می دهد از اسکراب های طبیعی برای لایه برداری پوست خود استفاده کند.
exfoliated skin looks brighter and more radiant.
پوست لایه برداری شده روشن تر و درخشان تر به نظر می رسد.
he noticed a difference after his skin was exfoliated.
او متوجه تفاوت بعد از لایه برداری پوستش شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید