exocrine

[ایالات متحده]/ˈɛksəˌkraɪn/
[بریتانیا]/ˈɛksəˌkraɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا نشان‌دهنده غددی که محصولات خود را از طریق مجاری ترشح می‌کنند؛ تولیدکننده مواد که به خارج از بدن یا به یک حفره آزاد می‌شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

exocrine gland

غده ترشحی

exocrine function

عمل غدد ترشحی

exocrine secretion

ترشحات غدد برون‌ریز

exocrine tissue

بافت غدد برون‌ریز

exocrine cells

سلول‌های غدد برون‌ریز

exocrine system

سیستم غدد برون‌ریز

exocrine hormones

هورمون‌های غدد برون‌ریز

exocrine pathway

مسیر غدد برون‌ریز

exocrine activity

فعالیت غدد برون‌ریز

exocrine ducts

مجاری غدد برون‌ریز

جملات نمونه

the exocrine glands secrete hormones directly into the bloodstream.

غدد ترشحی هورمون‌ها را مستقیماً در جریان خون ترشح می‌کنند.

exocrine functions are essential for digestion.

توابع ترشحی برای گوارش ضروری هستند.

the pancreas has both endocrine and exocrine functions.

پانکراس هم توابع غدد درون ریز و هم توابع غدد ترشحی دارد.

exocrine secretions include saliva and sweat.

ترشحات ترشحی شامل بزاق و عرق می‌شوند.

research on exocrine systems is vital for understanding diseases.

تحقیقات در مورد سیستم‌های ترشحی برای درک بیماری‌ها حیاتی است.

exocrine activity can be affected by various factors.

فعالیت ترشحی می‌تواند تحت تأثیر عوامل مختلف قرار گیرد.

some exocrine glands are located in the skin.

برخی از غدد ترشحی در پوست قرار دارند.

exocrine dysfunction can lead to digestive problems.

اختلال عملکرد غدد ترشحی می‌تواند منجر به مشکلات گوارشی شود.

the study focused on exocrine pancreatic insufficiency.

مطالعه بر کمبود ترشحی پانکراس متمرکز بود.

exocrine signaling plays a crucial role in cell communication.

سیگنالینگ ترشحی نقش مهمی در ارتباط سلولی ایفا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید