exorcizes

[ایالات متحده]/ˈɛksɔːsaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈɛksɔrˌsaɪzɪz/

ترجمه

v. روح‌های شیطانی را از یک شخص یا مکان بیرون رانیدن

عبارات و ترکیب‌ها

exorcizes evil

بیرون راندن شر

exorcizes demons

بیرون راندن شیاطین

exorcizes spirits

بیرون راندن ارواح

exorcizes fears

بیرون راندن ترس‌ها

exorcizes negativity

بیرون راندن منفی‌گرایی

exorcizes doubts

بیرون راندن تردیدها

exorcizes pain

بیرون راندن درد

exorcizes stress

بیرون راندن استرس

exorcizes darkness

بیرون راندن تاریکی

exorcizes troubles

بیرون راندن مشکلات

جملات نمونه

the priest exorcizes the haunted house.

کشیش خانه تسخیر شده را از شر و پلید رها می‌کند.

she believes that meditation exorcizes negative thoughts.

او معتقد است که مدیتیشن افکار منفی را از بین می‌برد.

the movie portrays a character who exorcizes demons.

در فیلم، شخصیتی وجود دارد که شیاطین را از بین می‌برد.

he exorcizes his fears through writing.

او ترس‌های خود را از طریق نوشتن از بین می‌برد.

the ritual exorcizes the evil spirits from the village.

این آیین ارواح شیطانی را از روستا رها می‌کند.

they believe prayer exorcizes bad luck.

آنها معتقدند که دعا شانس بد را از بین می‌برد.

the therapist exorcizes past traumas in her sessions.

درمانگر، آسیب‌های گذشته را در جلسات خود از بین می‌برد.

he exorcizes his doubts before making decisions.

او تردیدهای خود را قبل از تصمیم‌گیری از بین می‌برد.

the community gathers to exorcize the negativity.

جامعه برای از بین بردن منفی‌گرایی گرد هم می‌آید.

she exorcizes her anger through physical exercise.

او خشم خود را از طریق ورزش بدنی از بین می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید