exorcizes evil
بیرون راندن شر
exorcizes demons
بیرون راندن شیاطین
exorcizes spirits
بیرون راندن ارواح
exorcizes fears
بیرون راندن ترسها
exorcizes negativity
بیرون راندن منفیگرایی
exorcizes doubts
بیرون راندن تردیدها
exorcizes pain
بیرون راندن درد
exorcizes stress
بیرون راندن استرس
exorcizes darkness
بیرون راندن تاریکی
exorcizes troubles
بیرون راندن مشکلات
the priest exorcizes the haunted house.
کشیش خانه تسخیر شده را از شر و پلید رها میکند.
she believes that meditation exorcizes negative thoughts.
او معتقد است که مدیتیشن افکار منفی را از بین میبرد.
the movie portrays a character who exorcizes demons.
در فیلم، شخصیتی وجود دارد که شیاطین را از بین میبرد.
he exorcizes his fears through writing.
او ترسهای خود را از طریق نوشتن از بین میبرد.
the ritual exorcizes the evil spirits from the village.
این آیین ارواح شیطانی را از روستا رها میکند.
they believe prayer exorcizes bad luck.
آنها معتقدند که دعا شانس بد را از بین میبرد.
the therapist exorcizes past traumas in her sessions.
درمانگر، آسیبهای گذشته را در جلسات خود از بین میبرد.
he exorcizes his doubts before making decisions.
او تردیدهای خود را قبل از تصمیمگیری از بین میبرد.
the community gathers to exorcize the negativity.
جامعه برای از بین بردن منفیگرایی گرد هم میآید.
she exorcizes her anger through physical exercise.
او خشم خود را از طریق ورزش بدنی از بین میبرد.
exorcizes evil
بیرون راندن شر
exorcizes demons
بیرون راندن شیاطین
exorcizes spirits
بیرون راندن ارواح
exorcizes fears
بیرون راندن ترسها
exorcizes negativity
بیرون راندن منفیگرایی
exorcizes doubts
بیرون راندن تردیدها
exorcizes pain
بیرون راندن درد
exorcizes stress
بیرون راندن استرس
exorcizes darkness
بیرون راندن تاریکی
exorcizes troubles
بیرون راندن مشکلات
the priest exorcizes the haunted house.
کشیش خانه تسخیر شده را از شر و پلید رها میکند.
she believes that meditation exorcizes negative thoughts.
او معتقد است که مدیتیشن افکار منفی را از بین میبرد.
the movie portrays a character who exorcizes demons.
در فیلم، شخصیتی وجود دارد که شیاطین را از بین میبرد.
he exorcizes his fears through writing.
او ترسهای خود را از طریق نوشتن از بین میبرد.
the ritual exorcizes the evil spirits from the village.
این آیین ارواح شیطانی را از روستا رها میکند.
they believe prayer exorcizes bad luck.
آنها معتقدند که دعا شانس بد را از بین میبرد.
the therapist exorcizes past traumas in her sessions.
درمانگر، آسیبهای گذشته را در جلسات خود از بین میبرد.
he exorcizes his doubts before making decisions.
او تردیدهای خود را قبل از تصمیمگیری از بین میبرد.
the community gathers to exorcize the negativity.
جامعه برای از بین بردن منفیگرایی گرد هم میآید.
she exorcizes her anger through physical exercise.
او خشم خود را از طریق ورزش بدنی از بین میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید