invites

[ایالات متحده]/ɪnˈvaɪts/
[بریتانیا]/ɪnˈvaɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. درخواست حضور کسی؛ درخواست چیزی؛ فریب دادن یا جلب کردن؛ به وجود آوردن

عبارات و ترکیب‌ها

invites you

دعوت می کند شما

invites friends

دعوت می کند دوستان

invites collaboration

دعوت می کند برای همکاری

invites feedback

دعوت می کند برای بازخورد

invites participation

دعوت می کند برای مشارکت

invites applications

دعوت می کند برای درخواست

invites discussion

دعوت می کند برای بحث

invites attention

دعوت می کند برای توجه

invites proposals

دعوت می کند برای پیشنهاد

invites offers

دعوت می کند برای پیشنهاد

جملات نمونه

the invitation invites everyone to the party.

دعوتنامه همه را به مهمانی دعوت می‌کند.

she invites her friends over for dinner.

او دوستانش را برای شام دعوت می‌کند.

the teacher invites questions from the students.

معلم از دانش‌آموزان سؤال می‌پرسد.

the event invites participants from all backgrounds.

این رویداد از شرکت‌کنندگان از همه پیشینه‌ها دعوت می‌کند.

he invites collaboration on the project.

او برای همکاری در پروژه دعوت می‌کند.

the festival invites artists to showcase their work.

جشنواره از هنرمندان برای نمایش آثارشان دعوت می‌کند.

the manager invites feedback from the team.

مدیر از بازخورد تیم دعوت می‌کند.

the conference invites speakers from various fields.

کنفرانس از سخنرانان از زمینه‌های مختلف دعوت می‌کند.

she invites her colleagues to join the meeting.

او از همکارانش دعوت می‌کند تا به جلسه بپیوندند.

the charity event invites donations to help those in need.

این رویداد خیریه از کمک‌های مالی برای کمک به نیازمندان دعوت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید