expatiated

[ایالات متحده]/ɪkˈspeɪʃieɪtɪd/
[بریتانیا]/ɪkˈspeɪʃieɪtɪd/

ترجمه

v. به طور طولانی یا به تفصیل صحبت کردن یا نوشتن

عبارات و ترکیب‌ها

expatiated on

در مورد شرح داد

expatiated further

بیشتر شرح داد

expatiated extensively

به طور گسترده شرح داد

expatiated briefly

به طور خلاصه شرح داد

expatiated eloquently

به طور شیوا شرح داد

expatiated at length

به طور مفصل شرح داد

expatiated clearly

به طور واضح شرح داد

expatiated thoroughly

به طور کامل شرح داد

expatiated passionately

با شور و اشتیاق شرح داد

expatiated confidently

با اعتماد به نفس شرح داد

جملات نمونه

she expatiated on the importance of education.

او در مورد اهمیت آموزش توضیح داد.

the professor expatiated during the lecture.

استاد در طول سخنرانی توضیح داد.

he expatiated about his travels around the world.

او در مورد سفرهای خود در سراسر جهان توضیح داد.

in her essay, she expatiated on environmental issues.

در مقاله خود، او در مورد مسائل زیست محیطی توضیح داد.

the author expatiated on the themes of his novel.

نویسنده در مورد موضوعات رمان خود توضیح داد.

he expatiated at length about his research findings.

او به طور مفصل در مورد یافته های تحقیقاتی خود توضیح داد.

during the meeting, she expatiated on the project details.

در طول جلسه، او در مورد جزئیات پروژه توضیح داد.

the speaker expatiated on the benefits of teamwork.

سخنرانی در مورد مزایای کار گروهی توضیح داد.

he expatiated on the history of the ancient civilization.

او در مورد تاریخ تمدن باستانی توضیح داد.

she expatiated about her plans for the future.

او در مورد برنامه های خود برای آینده توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید