expecting

[ایالات متحده]/ɪkˈspɛktɪŋ/
[بریتانیا]/ɪkˈspɛktɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. باردار
v. انتظار داشتن یا به چیزی امیدوار بودن

عبارات و ترکیب‌ها

expecting a call

منتظر تماس بودن

expecting good news

منتظر اخبار خوب بودن

expecting the worst

منتظر بدترین حالت بودن

expecting a visitor

منتظر مهمان بودن

expecting results

منتظر نتیجه بودن

expecting changes

منتظر تغییرات بودن

expecting a package

منتظر بسته بودن

expecting trouble

منتظر مشکل بودن

expecting a reply

منتظر پاسخ بودن

expecting support

منتظر حمایت بودن

جملات نمونه

we are expecting a package to arrive today.

ما انتظار داریم امروز یک بسته تحویل داده شود.

she is expecting her first child in june.

او انتظار دارد در ماه ژوئن اولین فرزندش را به دنیا بیاورد.

they are expecting a lot of guests at the party.

آنها انتظار دارند مهمانان زیادی در مهمانی باشند.

i am expecting good results from my exam.

من انتظار دارم نتیجه خوبی از امتحانم بگیرم.

he is expecting a promotion at work.

او انتظار دارد در محل کار ترفیع بگیرد.

we are expecting rain later this evening.

ما انتظار داریم شامگاه امروز باران ببارد.

she is expecting feedback on her project.

او انتظار دارد بازخورد پروژه خود را دریافت کند.

they are expecting to finish the project by next week.

آنها انتظار دارند پروژه را تا هفته آینده به پایان برسانند.

he was expecting a call from his friend.

او انتظار داشت زنگی از دوستش دریافت کند.

we are expecting a sunny day for the picnic.

ما انتظار داریم برای پیک نیک یک روز آفتابی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید