anticipating

[ایالات متحده]/ˌæn.tɪ.sɪˈpeɪ.tɪŋ/
[بریتانیا]/ˌæn.tɪ.siːˈpeɪ.tɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مورد انتظار; پیش بینی شده
v. شکل حال استمراری anticipate

عبارات و ترکیب‌ها

anticipating a response

در انتظار دریافت پاسخ

anticipating challenges

در انتظار چالش‌ها

anticipating future growth

در انتظار رشد آینده

anticipating the worst

در انتظار بدترین حالت

actively anticipating needs

به طور فعال در انتظار نیازها

anticipating your arrival

در انتظار رسیدن شما

not anticipating problems

مشکلی پیش‌بینی نمی‌شود

anticipating the outcome

در انتظار نتیجه

جملات نمونه

we are anticipating a busy weekend.

ما یک آخر هفته پرمشغله را پیش‌بینی می‌کنیم.

the company is anticipating strong sales this quarter.

شرکت انتظار دارد در این فصل فروش خوبی را کسب کند.

she is anticipating her vacation with great excitement.

او تعطیلات خود را با هیجان فراوان انتظار دارد.

they are anticipating the arrival of their new baby.

آنها تولد نوزاد جدیدشان را انتظار دارند.

the team is anticipating a tough challenge ahead.

تیم انتظار دارد چالش سختی پیش رو داشته باشد.

investors are anticipating a positive market trend.

سرمایه‌گذاران انتظار دارند روند مثبتی در بازار ایجاد شود.

i'm anticipating meeting you at the conference.

من مشتاقانه منتظر ملاقات با شما در کنفرانس هستم.

the author is anticipating a large audience for their book tour.

نویسنده انتظار دارد مخاطبان زیادی برای تور کتاب خود داشته باشد.

we are anticipating further developments in the case.

ما منتظر پیشرفت‌های بیشتر در این پرونده هستیم.

the children are anticipating their christmas presents.

کودکان منتظر هدیه‌های کریسمس خود هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید