expediences matter
تجربهها مهم هستند
expediences guide
تجربهها راهنمایی میکنند
share expediences
تجربهها را به اشتراک بگذارید
learn expediences
تجربهها را بیاموزید
expediences count
تجربهها مهم هستند
value expediences
ارزش تجربیات را بدانید
expediences shared
تجربههای به اشتراک گذاشته شده
expediences improve
تجربهها بهبود میبخشند
expediences reflect
تجربهها بازتاب میدهند
my travel expediences have taught me valuable lessons.
تجربیات سفر من درسهای ارزشمندی به من آموخته است.
she shared her expediences in managing a team.
او تجربیات خود را در مدیریت یک تیم به اشتراک گذاشت.
his expediences in the industry made him an expert.
تجربیات او در صنعت باعث شد به یک متخصص تبدیل شود.
we often learn from our past expediences.
ما اغلب از تجربیات گذشته خود درس میگیریم.
her expediences during the project were invaluable.
تجربیات او در طول پروژه بسیار ارزشمند بود.
they documented their expediences for future reference.
آنها تجربیات خود را برای مرجع آینده مستند کردند.
his expediences abroad broadened his perspective.
تجربیات او در خارج از کشور باعث گسترش دیدگاه او شد.
sharing expediences can help others avoid mistakes.
اشتراکگذاری تجربیات میتواند به دیگران کمک کند تا از اشتباهات جلوگیری کنند.
her travel expediences inspired her to write a book.
تجربیات سفر او الهام بخش او برای نوشتن یک کتاب شد.
we should value the expediences of our mentors.
ما باید به تجربیات مربیان خود ارزش قائل شویم.
expediences matter
تجربهها مهم هستند
expediences guide
تجربهها راهنمایی میکنند
share expediences
تجربهها را به اشتراک بگذارید
learn expediences
تجربهها را بیاموزید
expediences count
تجربهها مهم هستند
value expediences
ارزش تجربیات را بدانید
expediences shared
تجربههای به اشتراک گذاشته شده
expediences improve
تجربهها بهبود میبخشند
expediences reflect
تجربهها بازتاب میدهند
my travel expediences have taught me valuable lessons.
تجربیات سفر من درسهای ارزشمندی به من آموخته است.
she shared her expediences in managing a team.
او تجربیات خود را در مدیریت یک تیم به اشتراک گذاشت.
his expediences in the industry made him an expert.
تجربیات او در صنعت باعث شد به یک متخصص تبدیل شود.
we often learn from our past expediences.
ما اغلب از تجربیات گذشته خود درس میگیریم.
her expediences during the project were invaluable.
تجربیات او در طول پروژه بسیار ارزشمند بود.
they documented their expediences for future reference.
آنها تجربیات خود را برای مرجع آینده مستند کردند.
his expediences abroad broadened his perspective.
تجربیات او در خارج از کشور باعث گسترش دیدگاه او شد.
sharing expediences can help others avoid mistakes.
اشتراکگذاری تجربیات میتواند به دیگران کمک کند تا از اشتباهات جلوگیری کنند.
her travel expediences inspired her to write a book.
تجربیات سفر او الهام بخش او برای نوشتن یک کتاب شد.
we should value the expediences of our mentors.
ما باید به تجربیات مربیان خود ارزش قائل شویم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید