expediences

[ایالات متحده]/ɪkˈspiːdiəns/
[بریتانیا]/ɪkˈspiːdiəns/

ترجمه

n. خودخواهی; راحتی

عبارات و ترکیب‌ها

expediences matter

تجربه‌ها مهم هستند

expediences guide

تجربه‌ها راهنمایی می‌کنند

share expediences

تجربه‌ها را به اشتراک بگذارید

learn expediences

تجربه‌ها را بیاموزید

expediences count

تجربه‌ها مهم هستند

value expediences

ارزش تجربیات را بدانید

expediences shared

تجربه‌های به اشتراک گذاشته شده

expediences improve

تجربه‌ها بهبود می‌بخشند

expediences reflect

تجربه‌ها بازتاب می‌دهند

جملات نمونه

my travel expediences have taught me valuable lessons.

تجربیات سفر من درس‌های ارزشمندی به من آموخته است.

she shared her expediences in managing a team.

او تجربیات خود را در مدیریت یک تیم به اشتراک گذاشت.

his expediences in the industry made him an expert.

تجربیات او در صنعت باعث شد به یک متخصص تبدیل شود.

we often learn from our past expediences.

ما اغلب از تجربیات گذشته خود درس می‌گیریم.

her expediences during the project were invaluable.

تجربیات او در طول پروژه بسیار ارزشمند بود.

they documented their expediences for future reference.

آنها تجربیات خود را برای مرجع آینده مستند کردند.

his expediences abroad broadened his perspective.

تجربیات او در خارج از کشور باعث گسترش دیدگاه او شد.

sharing expediences can help others avoid mistakes.

اشتراک‌گذاری تجربیات می‌تواند به دیگران کمک کند تا از اشتباهات جلوگیری کنند.

her travel expediences inspired her to write a book.

تجربیات سفر او الهام بخش او برای نوشتن یک کتاب شد.

we should value the expediences of our mentors.

ما باید به تجربیات مربیان خود ارزش قائل شویم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید