expensed amount
مبلغ هزینه شده
expensed travel
سفر هزینه شده
expensed meals
伙食费
expensed report
گزارش هزینه شده
already expensed
در حال حاضر هزینه شده
expensed items
آیتم های هزینه شده
expensed claims
درخواست هزینه شده
expensed account
حساب هزینه شده
being expensed
در حال هزینه شدن
the company expensed the client dinner for tax purposes.
شرکت برای اهداف مالیاتی هزینه شام مشتری را به حساب رسمی کرد.
we need to track all travel expenses and expensed them properly.
ما باید تمام هزینه های سفر را دنبال کنیم و آنها را به درستی به حساب رسمی کنیم.
he expensed a significant portion of his monthly salary on travel.
وی بخش قابل توجهی از حقوق ماهیانه خود را به دلیل سفر به حساب رسمی کرد.
the marketing team expensed promotional materials for the trade show.
تیم بازاریابی مواد تبلیغاتی را برای نمایشگاه تجاری به حساب رسمی کرد.
please submit your expensed receipts by the end of the week.
لطفاً چکهای هزینهای خود را تا پایان هفته ارسال کنید.
the project manager expensed the consultant's hourly rate.
مدیر پروژه نرخ ساعتی مشاور را به حساب رسمی کرد.
we expensed the cost of the software license for the team.
ما هزینه گواهینامه نرم افزار را برای تیم به حساب رسمی کردیم.
the sales team expensed client entertainment to build relationships.
تیم فروش برای ایجاد روابط، تفریحات مشتری را به حساب رسمی کرد.
it's important to expensed all eligible business costs.
اهمیت دارد که تمام هزینههای کسب و کار قابل پرداخت را به حساب رسمی کنید.
the finance department reviewed the expensed report for accuracy.
بخش مالی گزارش هزینه را برای دقت بررسی کرد.
they expensed the cost of the training workshop for employees.
آنها هزینه کارگاه آموزشی برای کارکنان را به حساب رسمی کردند.
expensed amount
مبلغ هزینه شده
expensed travel
سفر هزینه شده
expensed meals
伙食费
expensed report
گزارش هزینه شده
already expensed
در حال حاضر هزینه شده
expensed items
آیتم های هزینه شده
expensed claims
درخواست هزینه شده
expensed account
حساب هزینه شده
being expensed
در حال هزینه شدن
the company expensed the client dinner for tax purposes.
شرکت برای اهداف مالیاتی هزینه شام مشتری را به حساب رسمی کرد.
we need to track all travel expenses and expensed them properly.
ما باید تمام هزینه های سفر را دنبال کنیم و آنها را به درستی به حساب رسمی کنیم.
he expensed a significant portion of his monthly salary on travel.
وی بخش قابل توجهی از حقوق ماهیانه خود را به دلیل سفر به حساب رسمی کرد.
the marketing team expensed promotional materials for the trade show.
تیم بازاریابی مواد تبلیغاتی را برای نمایشگاه تجاری به حساب رسمی کرد.
please submit your expensed receipts by the end of the week.
لطفاً چکهای هزینهای خود را تا پایان هفته ارسال کنید.
the project manager expensed the consultant's hourly rate.
مدیر پروژه نرخ ساعتی مشاور را به حساب رسمی کرد.
we expensed the cost of the software license for the team.
ما هزینه گواهینامه نرم افزار را برای تیم به حساب رسمی کردیم.
the sales team expensed client entertainment to build relationships.
تیم فروش برای ایجاد روابط، تفریحات مشتری را به حساب رسمی کرد.
it's important to expensed all eligible business costs.
اهمیت دارد که تمام هزینههای کسب و کار قابل پرداخت را به حساب رسمی کنید.
the finance department reviewed the expensed report for accuracy.
بخش مالی گزارش هزینه را برای دقت بررسی کرد.
they expensed the cost of the training workshop for employees.
آنها هزینه کارگاه آموزشی برای کارکنان را به حساب رسمی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید