cost

[ایالات متحده]/kɒst/
[بریتانیا]/kɔːst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قیمت، هزینه، فداکاری
vi. خرج کردن
vt. قیمت پرداخت کردن، از دست دادن
abbr. کمیته علم و فناوری شورای امور چینی‌های خارج از کشور

عبارات و ترکیب‌ها

cost-effective

اقتصادی

costly mistake

اشتباه پرهزینه

cost analysis

تجزیه و تحلیل هزینه

cost reduction

کاهش هزینه

cost estimation

تخمین هزینه

cost overruns

اضافه بار هزینه

cost management

مدیریت هزینه

the cost of

هزینه ی

low cost

هزینه پایین

production cost

هزینه تولید

cost control

کنترل هزینه

high cost

هزینه بالا

project cost

هزینه پروژه

operation cost

هزینه عملیات

total cost

کل هزینه

cost accounting

حسابداری هزینه

construction cost

هزینه ساخت

manufacturing cost

هزینه تولید

at any cost

به هر قیمتی

transaction cost

هزینه تراکنش

at cost

با قیمت

product cost

هزینه محصول

operating cost

هزینه عملیاتی

cost effective

مقرون به صرفه

maintenance cost

هزینه نگهداری

جملات نمونه

The cost is staggering.

هزینه بسیار زیاد است.

cost consciousness; cost overruns.

آگاهی از هزینه؛ افزایش هزینه‌ها.

they cost £ 35 each.

هر کدام 35 پوند هزینه دارد.

the high cost of living.

هزینه بالای زندگی.

the total cost is unknowable.

هزینه کل قابل محاسبه نیست.

diminish the cost of production

هزینه تولید را کاهش دهید.

calculate the cost of a journey

محاسبه هزینه یک سفر

reckon the cost of production

هزینه تولید را محاسبه کنید.

to calculate the cost of a journey

برای محاسبه هزینه یک سفر

the high cost of food

هزینه بالای غذا.

The cost is a mere fleabite.

هزینه ناچیز است.

It won't cost penny.

هیچ هزینه ای ندارد.

The cost of upkeep is born by the state.

هزینه نگهداری بر عهده دولت است.

the cost of administrating VAT.

هزینه مدیریت مالیات بر ارزش افزوده.

it will cost a bomb in call charges.

هزینه زیادی در هزینه تماس خواهد داشت.

the cost of travelling by bus.

هزینه سفر با اتوبوس.

a cruise that cost an arm and a leg.

یک سفر تفریحی که هزینه زیادی داشت.

it cost hundreds of pounds.

صدها پوند هزینه شد.

the cost is incalculable but colossal.

هزینه غیرقابل محاسبه اما بسیار زیاد است.

نمونه‌های واقعی

We simply cannot afford the cost of inaction.

ما به هیچ وجه توان پرداخت هزینه نادانی را نداریم.

منبع: VOA Slow English Technology

Well, how much did it cost? I'll reimburse you.

خب، چقدر هزینه شد؟ من به شما بازپرداخت خواهم کرد.

منبع: Desperate Housewives Video Edition Season 6

Also, we will be driving down the costs.

همچنین، ما در حال کاهش هزینه ها هستیم.

منبع: Audio version of Trump's weekly television addresses (2017-2018 collection)

Obviously there can be significant costs involved.

واضح است که می تواند هزینه های قابل توجهی وجود داشته باشد.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 13

I have to recoup my costs somehow.

من باید به نحوی هزینه های خود را جبران کنم.

منبع: Lost Girl Season 2

But problems include a high cost and concern about leaks.

اما مشکلات شامل هزینه های بالا و نگرانی در مورد نشت است.

منبع: Past English CET-4 Listening Test Questions (with translations)

We can cover the cost in our entry charges.

ما می توانیم هزینه را در هزینه ورود خود پوشش دهیم.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 11

All that transportation adds up to a big environmental cost.

تمام آن حمل و نقل در مجموع به یک هزینه زیست محیطی بزرگ می رسد.

منبع: CNN 10 Student English January 2019 Collection

Unfortunately, that name recognition comes at a cost.

متاسفانه، آن شناخت نام با هزینه ای همراه است.

منبع: Travel around the world

Food is supplied at a nominal cost.

غذا با هزینه ناچیز ارائه می شود.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید