expenses-ridden

[ایالات متحده]/[ˈekspensz ˈrɪdn]/
[بریتانیا]/[ˈekspensz ˈrɪdn]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متحمل هزینه‌های زیاد شده یا به هزینه‌های زیاد مشخص شده؛ گران؛ شامل یا مربوط به تعداد زیادی هزینه

عبارات و ترکیب‌ها

expenses-ridden project

پروژه‌ای که هزینه‌های زیادی دارد

expenses-ridden year

سالی که هزینه‌های زیادی دارد

being expenses-ridden

دارا بودن هزینه‌های زیاد

expenses-ridden business

کسب و کاری که هزینه‌های زیادی دارد

highly expenses-ridden

بسیار هزینه‌بر

expenses-ridden life

زندگی‌ای که هزینه‌های زیادی دارد

expenses-ridden times

زمان‌هایی که هزینه‌های زیادی دارد

expenses-ridden situation

وضعیتی که هزینه‌های زیادی دارد

expenses-ridden journey

سفری که هزینه‌های زیادی دارد

expenses-ridden campaign

حمله‌ای که هزینه‌های زیادی دارد

جملات نمونه

the project was expenses-ridden, exceeding the initial budget by a significant margin.

پروژه هزینه‌بر بود، بودجه اولیه را به میزان قابل توجهی تجاوز کرد.

starting a new business can be expenses-ridden, especially in the early stages.

شروع یک کسب و کار جدید می‌تواند هزینه‌بر باشد، به ویژه در مراحل اولیه.

the wedding planning process proved to be surprisingly expenses-ridden.

فرآیند برنامه‌ریزی ازدواج به طور شگفت‌آوری هزینه‌بر ثابت شد.

traveling through europe was an incredible experience, but also expenses-ridden.

سفر در اروپا تجربه‌ای عالی بود، اما همچنین هزینه‌بر بود.

the event was expenses-ridden due to the high cost of venue rental and catering.

این رویداد به دلیل هزینه بالای اجاره مکان و خدمات غذایی هزینه‌بر بود.

maintaining an old house can be expenses-ridden, requiring constant repairs.

نگهداری یک خانه قدیمی می‌تواند هزینه‌بر باشد، به دلیل نیاز به تعمیرات مداوم.

the research project became expenses-ridden as the need for specialized equipment increased.

پروژه تحقیقاتی به دلیل افزایش نیاز به تجهیزات ویژه به هزینه‌بر تبدیل شد.

hosting a large conference was an expenses-ridden undertaking.

میزبانی یک کنفرانس بزرگ یک پروژه هزینه‌بر بود.

the film production was expenses-ridden, requiring significant financial backing.

تولید فیلم هزینه‌بر بود، نیاز به حمایت مالی قابل توجه داشت.

organizing a charity gala was expenses-ridden, but worth the effort.

برگزاری یک جمع‌آوری کمک‌های خیریه هزینه‌بر بود، اما ارزش تلاش را داشت.

the construction process was expenses-ridden, with unexpected material costs.

فرآیند ساخت هزینه‌بر بود، با هزینه‌های غیرمنتظره مواد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید