experimentalisms

[ایالات متحده]/ɪkˌspɛrɪˈmɛntəˌlɪzəmz/
[بریتانیا]/ɪkˌspɛrɪˈmɛntəˌlɪzəmz/

ترجمه

n. رویکردی فلسفی که بر نقش تجربه در دانش تأکید می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

artistic experimentalisms

آزمایش‌های هنری

social experimentalisms

آزمایش‌های اجتماعی

cultural experimentalisms

آزمایش‌های فرهنگی

radical experimentalisms

آزمایش‌های رادیکال

theoretical experimentalisms

آزمایش‌های نظری

experimental experimentalisms

آزمایش‌های تجربی

postmodern experimentalisms

آزمایش‌های پسا مدرن

avant-garde experimentalisms

آزمایش‌های پیشرو

historical experimentalisms

آزمایش‌های تاریخی

philosophical experimentalisms

آزمایش‌های فلسفی

جملات نمونه

many artists embrace experimentalisms in their work.

بسیاری از هنرمندان نوآوری‌ها را در آثار خود می‌پذیرند.

experimentalisms can lead to innovative solutions.

نوآوری‌ها می‌توانند منجر به راه حل‌های نوآورانه شوند.

in science, experimentalisms are essential for progress.

در علم، نوآوری‌ها برای پیشرفت ضروری هستند.

his approach to music incorporates various experimentalisms.

رویکرد او به موسیقی شامل نوآوری‌های مختلف است.

experimentalisms challenge traditional methods and ideas.

نوآوری‌ها روش‌ها و ایده‌های سنتی را به چالش می‌کشند.

she studied the impact of experimentalisms in contemporary art.

او تأثیر نوآوری‌ها را در هنر معاصر مطالعه کرد.

experimentalisms often lead to unexpected discoveries.

نوآوری‌ها اغلب منجر به کشف‌های غیرمنتظره می‌شوند.

he is known for his experimentalisms in architecture.

او به خاطر نوآوری‌هایش در معماری شناخته شده است.

experimentalisms encourage creativity and exploration.

نوآوری‌ها خلاقیت و اکتشاف را تشویق می‌کنند.

the philosophy of experimentalisms is prevalent in modern research.

فلسفه نوآوری‌ها در تحقیقات مدرن رایج است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید