experiments

[ایالات متحده]/ɪkˈspɛrɪmənts/
[بریتانیا]/ɪkˈspɛrɪmənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع experiment; آزمایش‌ها یا آزمایش‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

scientific experiments

آزمایش‌های علمی

field experiments

آزمایش‌های میدانی

controlled experiments

آزمایش‌های کنترل‌شده

laboratory experiments

آزمایش‌های آزمایشگاهی

clinical experiments

آزمایش‌های بالینی

educational experiments

آزمایش‌های آموزشی

psychological experiments

آزمایش‌های روان‌شناختی

social experiments

آزمایش‌های اجتماعی

real-world experiments

آزمایش‌های دنیای واقعی

virtual experiments

آزمایش‌های مجازی

جملات نمونه

we conducted experiments to test the new hypothesis.

ما آزمایش‌هایی را برای آزمایش فرضیه جدید انجام دادیم.

her experiments yielded surprising results.

آزمایش‌های او نتایج غافلگیرکننده‌ای به دست آورد.

they are planning to repeat the experiments next week.

آنها قصد دارند هفته آینده آزمایش‌ها را تکرار کنند.

experiments are essential for scientific progress.

آزمایش‌ها برای پیشرفت علمی ضروری هستند.

the experiments were conducted under controlled conditions.

آزمایش‌ها تحت شرایط کنترل شده انجام شد.

she published her experiments in a leading journal.

او آزمایش‌های خود را در یک مجله پیشرو منتشر کرد.

his experiments focused on renewable energy sources.

آزمایش‌های او بر روی منابع انرژی تجدیدپذیر متمرکز بود.

we need to analyze the data from the experiments.

ما باید داده‌های حاصل از آزمایش‌ها را تجزیه و تحلیل کنیم.

these experiments will help us understand the phenomenon better.

این آزمایش‌ها به ما کمک می‌کند تا پدیده را بهتر درک کنیم.

she enjoys conducting experiments in her free time.

او از انجام آزمایش‌ها در اوقات فراغت خود لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید