expungement

[ایالات متحده]/ɪkˈspʌndʒmənt/
[بریتانیا]/ɪkˈspʌndʒmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل حذف یا پاک کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

expungement process

فرآیند محو سابقه

expungement petition

درخواست حذف سابقه

expungement law

قانون محو سابقه

expungement hearing

جلسه دادگاه برای محو سابقه

expungement eligibility

شرایط لازم برای محو سابقه

expungement certificate

گواهی محو سابقه

expungement record

سابقه محو شده

expungement attorney

وکیل متخصص در محو سابقه

expungement application

درخواست محو سابقه

expungement rights

حقوق مربوط به محو سابقه

جملات نمونه

he applied for expungement of his criminal record.

او برای محو سابقه کیفری خود درخواست داد.

the expungement process can take several months.

فرآیند محو ممکن است چندین ماه طول بکشد.

expungement can provide a fresh start for many individuals.

محو می‌تواند شروعی دوباره برای بسیاری از افراد فراهم کند.

she was relieved after her expungement was granted.

او بعد از موافقت با درخواست محو، احساس راحتی کرد.

understanding the expungement laws is crucial.

درک قوانین محو بسیار مهم است.

many states have different rules regarding expungement.

بسیاری از ایالت‌ها قوانین متفاوتی در مورد محو دارند.

he hired a lawyer to assist with his expungement.

او برای کمک به محویش، وکیلی استخدام کرد.

expungement can help improve employment opportunities.

محو می‌تواند به بهبود فرصت‌های شغلی کمک کند.

she felt empowered after completing the expungement.

او بعد از اتمام محو احساس قدرت کرد.

they discussed the benefits of expungement in the meeting.

آنها مزایای محو را در جلسه مورد بحث قرار دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید