exserting

[ایالات متحده]/ɪkˈsɜːtɪŋ/
[بریتانیا]/ɪkˈsɜrtɪŋ/

ترجمه

v. باعث protrude یا extend شدن

عبارات و ترکیب‌ها

exserting influence

اعمال نفوذ

exserting pressure

اعمال فشار

exserting control

اعمال کنترل

exserting authority

اعمال اقتدار

exserting effort

اعمال تلاش

exserting dominance

اعمال تسلط

exserting power

اعمال قدرت

exserting rights

اعمال حقوق

exserting energy

اعمال انرژی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید