applying

[ایالات متحده]/[ˈæp.liɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈæp.liɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سطحی قرار دادن؛ درخواست یا ارسال چیزی، مانند درخواست شغل یا وام؛ مرتبط یا قابل اعمال بودن؛ استفاده از یک روش یا تکنیک
adj. مربوط به عمل درخواست دادن

عبارات و ترکیب‌ها

applying for

در حال درخواست

applying now

در حال حاضر درخواست می کنم

applying pressure

اعمال فشار

applying online

درخواست آنلاین

applying changes

اعمال تغییرات

applying skills

به کارگیری مهارت ها

applying principles

اعمال اصول

جملات نمونه

we are applying for a loan to expand our business.

ما درخواست گرفتن وام برای گسترش کسب و کار خود را در دستور کار داریم.

she is applying sunscreen before going outside.

او قبل از رفتن به خارج از خانه لوسیون آفتابی را روی پوست خود می گذارد.

the company is applying new technologies to improve efficiency.

شرکت فناوری های جدید را به کار می گیرد تا کارایی را بهبود بخشد.

he is applying for several jobs online.

او درخواست چندین شغل را از طریق اینترنت می کند.

they are applying pressure to the government for change.

آنها فشار را به دولت وارد می کنند تا تغییری ایجاد شود.

the team is applying a new strategy to the game.

تیم یک استراتژی جدید را به بازی اعمال می کند.

are you applying the correct amount of fertilizer?

آیا شما مقدار درستی کود را اعمال می کنید؟

the artist is applying paint to the canvas.

هنرمند رنگ را روی کanvas می گذارد.

the researchers are applying statistical methods to the data.

پژوهشگران روش های آماری را به داده ها اعمال می کنند.

he is applying a bandage to the wound.

او یک پانسمان را به زخم اعمال می کند.

the engineers are applying their expertise to the project.

مهندسین تخصص خود را به پروژه اعمال می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید