extortioner

[ایالات متحده]/ɪkˈstɔːʃənə/
[بریتانیا]/ɪkˈstɔrʃənər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که پول یا چیز دیگری از ارزش را از کسی از طریق اجبار اخاذی می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

criminal extortioner

استخلاصگر جنایی

professional extortioner

استخلاصگر حرفه‌ای

notorious extortioner

استخلاصگر بدنام

violent extortioner

استخلاصگر خشن

common extortioner

استخلاصگر متداول

greedy extortioner

استخلاصگر حریص

local extortioner

استخلاصگر محلی

famous extortioner

استخلاصگر مشهور

dangerous extortioner

استخلاصگر خطرناک

arrested extortioner

استخلاصگر دستگیر شده

جملات نمونه

the police arrested the extortioner after a lengthy investigation.

پلیس آدم‌ربا را پس از تحقیقات طولانی دستگیر کرد.

she was terrified of the extortioner who threatened her family.

او از آدم‌ربایی که خانواده‌اش را تهدید می‌کرد، می‌ترسید.

the extortioner demanded a large sum of money in exchange for silence.

آدم‌ربا در ازای سکوت، مبلغ زیادی پول خواست.

he reported the extortioner to the authorities immediately.

او فوراً آدم‌ربا را به مقامات گزارش کرد.

the extortioner was known for targeting vulnerable individuals.

آدم‌ربا به خاطر هدف قرار دادن افراد آسیب‌پذیر شناخته می‌شد.

after being blackmailed, she felt like a victim of an extortioner.

پس از اینکه مورد اخاذی قرار گرفت، احساس می‌کرد قربانی آدم‌ربا است.

the extortioner's threats were taken seriously by the community.

تهدیدات آدم‌ربا توسط جامعه جدی گرفته شد.

law enforcement is cracking down on extortioners in the area.

نیروی انتظامی در حال سرکوب آدم‌رباها در این منطقه است.

victims of the extortioner were urged to come forward.

از قربانیان آدم‌ربا خواسته شد که خود را نشان دهند.

the extortioner's tactics were both clever and manipulative.

روش‌های آدم‌ربا هم باهوشانه و هم دستکاری‌کننده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید