extorter

[ایالات متحده]/ɪkˈstɔːtə/
[بریتانیا]/ɪkˈstɔːrtər/

ترجمه

n. فردی که با زور، تهدید یا سوء استفاده از قدرت، پول، اموال یا لطف از کسی می‌گیرد.

عبارات و ترکیب‌ها

an extorter

یک باجگیر

the extorter

باجگیر

known extorter

باجگیر شناخته شده

suspected extorter

باجگیر مشکوک

extorter arrested

باجگیر دستگیر شد

extorter caught

باجگیر دستگیر شد

extorter threatened

باجگیر تهدید شد

extorters demand money

باجگیرها پول طلب می‌کنند

extorters were caught

باجگیرها دستگیر شدند

extorters arrested

باجگیرها دستگیر شدند

جملات نمونه

the extorter demanded a hefty ransom and threatened to leak the photos.

چاق‌کننده درخواست پرداخت مبلغ هنگفتی خواست و تهدید کرد عکس‌ها را منتشر کند.

police arrested the extorter after a sting operation at the bank.

پولیس چاق‌کننده را پس از یک عملیات فریبنده در بانک دستگیر کرد.

the extorter sent anonymous emails asking for cash in exchange for silence.

چاق‌کننده ایمیل‌های ناشناس ارسال کرد و درخواست پول در ازای سکوت کرد.

she refused to pay the extorter and reported the threats to investigators.

او از پرداخت به چاق‌کننده امتناع کرد و تهدیدها را به محققان گزارش کرد.

the extorter preyed on vulnerable victims and used fear to control them.

چاق‌کننده از قربانیان آسیب‌پذیر سوء استفاده کرد و از ترس برای کنترل آنها استفاده کرد.

after months of harassment, the extorter finally revealed his demands.

پس از ماه‌ها آزار و اذیت، چاق‌کننده بالاخره خواسته‌های خود را آشکار کرد.

the extorter tried to intimidate the witness into withdrawing the complaint.

چاق‌کننده سعی کرد شاهد را تهدید کند تا شکایت را پس بگیرد.

investigators traced the extorter’s messages to a prepaid phone and a vpn.

محققان پیام‌های چاق‌کننده را به یک تلفن همراه از پیش پرداخت شده و یک VPN ردیابی کردند.

the extorter was charged with blackmail and faced a long prison sentence.

چاق‌کننده به اتهام اخاذی متهم شد و با یک حکم زندان طولانی روبرو شد.

the extorter targeted small businesses and demanded weekly protection money.

چاق‌کننده بر کسب و کارهای کوچک تمرکز کرد و خواستار پول حیاتی هفتگی شد.

to trap the extorter, the victim agreed to a controlled payment under surveillance.

برای به دام انداختن چاق‌کننده، قربانی با پرداخت کنترل شده تحت نظارت موافقت کرد.

the extorter exploited private data and pressured the family to comply quickly.

چاق‌کننده از داده‌های خصوصی سوء استفاده کرد و خانواده را تحت فشار قرار داد تا به سرعت مطیع شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید