the kitchen extractor fan removes smoke effectively.
هود آشپزخانه دود را به طور موثر از بین میبرد.
the oil extractor is essential for this recipe.
استخراجکننده روغن برای این دستور غذا ضروری است.
we need an audio extractor to separate the vocals.
ما به یک استخراجکننده صدا برای جدا کردن وکالها نیاز داریم.
the data extractor processed thousands of records.
استخراجکننده دادهها هزاران رکورد را پردازش کرد.
a qualified tooth extractor performed the procedure.
یک دندانپزشک استخراجکننده واجد شرایط این روش را انجام داد.
the web extractor gathered information from multiple sources.
استخراجکننده وب اطلاعات را از چندین منبع جمعآوری کرد.
the dust extractor kept the workshop clean.
استخراجکننده گرد و غبار کارگاه را تمیز نگه داشت.
we use a scent extractor to isolate the fragrance compounds.
ما از یک استخراجکننده بو برای جداسازی ترکیبات معطر استفاده میکنیم.
the bile extractor was needed for the medical test.
برای آزمایش پزشکی به یک استخراجکننده صفرا نیاز بود.
an email extractor can compile contact lists quickly.
یک استخراجکننده ایمیل میتواند به سرعت لیستهای تماس را تهیه کند.
the mine extractor operates heavy machinery daily.
استخراجکننده معدن به طور روزانه ماشینآلات سنگین را اداره میکند.
the feature extractor identifies patterns in images.
استخراجکننده ویژگی الگوها را در تصاویر شناسایی میکند.
the kitchen extractor fan removes smoke effectively.
هود آشپزخانه دود را به طور موثر از بین میبرد.
the oil extractor is essential for this recipe.
استخراجکننده روغن برای این دستور غذا ضروری است.
we need an audio extractor to separate the vocals.
ما به یک استخراجکننده صدا برای جدا کردن وکالها نیاز داریم.
the data extractor processed thousands of records.
استخراجکننده دادهها هزاران رکورد را پردازش کرد.
a qualified tooth extractor performed the procedure.
یک دندانپزشک استخراجکننده واجد شرایط این روش را انجام داد.
the web extractor gathered information from multiple sources.
استخراجکننده وب اطلاعات را از چندین منبع جمعآوری کرد.
the dust extractor kept the workshop clean.
استخراجکننده گرد و غبار کارگاه را تمیز نگه داشت.
we use a scent extractor to isolate the fragrance compounds.
ما از یک استخراجکننده بو برای جداسازی ترکیبات معطر استفاده میکنیم.
the bile extractor was needed for the medical test.
برای آزمایش پزشکی به یک استخراجکننده صفرا نیاز بود.
an email extractor can compile contact lists quickly.
یک استخراجکننده ایمیل میتواند به سرعت لیستهای تماس را تهیه کند.
the mine extractor operates heavy machinery daily.
استخراجکننده معدن به طور روزانه ماشینآلات سنگین را اداره میکند.
the feature extractor identifies patterns in images.
استخراجکننده ویژگی الگوها را در تصاویر شناسایی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید