puller

[ایالات متحده]/'pulə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که می‌کشد، ابزاری برای کشیدن؛ چیزی که مردم را جذب می‌کند، چیزی که مشتریان را جذب می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

gear puller

تغییر دهنده دنده

thread puller

کشنده نخ

zipper puller

کشنده زیپ

جملات نمونه

The son of a poor rickshaw-puller who is taken out of school as a boy and put to work in a teashop, Balram nurses dreams of escape.

پسر یک راننده ریکشوی فقیر که در کودکی از مدرسه بیرون کشیده شده و در یک چایخانه به کار گرفته می‌شود، بالرام رویای فرار دارد.

Plastic logo, label, patches eyelets, sole, air ventage parts, zipper puller, lighting devices, ornaments with electronic accessories

لوگوهای پلاستیکی، برچسب‌ها، وصله‌ها، چشمک‌ها، زیره، قطعات تهویه هوا، کشوی زیپ، دستگاه‌های روشنایی، تزئینات با لوازم جانبی الکترونیکی

The grooved head of the sprue puller creates an effective undercut which is used to pull the sprue, or secondary sprues in underfeed designs.

سر شیاردار مکش سرریز یک فرورفتگی مؤثر ایجاد می‌کند که برای کشیدن سرریز یا سرریزهای ثانویه در طرح‌های تغذیه پایین استفاده می‌شود.

The door handle broke, so we had to use a door puller instead.

دسته در شکست، بنابراین مجبور شدیم از یک دسته در به عنوان جایگزین استفاده کنیم.

He is known as a skilled wire puller in the industry.

او به عنوان یک فرد ماهر در کشیدن سیم در این صنعت شناخته می‌شود.

The cable puller helped us install the new internet connection.

کشنده کابل به ما کمک کرد تا اتصال اینترنت جدید را نصب کنیم.

The tug-of-war team needs a strong puller to win the competition.

تیم کشتی طناب باید یک کشنده قوی برای برنده شدن در مسابقه داشته باشد.

The zipper puller on my jacket broke off, so I can't zip it up.

کشنده زیپ ژاکت من شکست، بنابراین نمی‌توانم آن را ببندم.

The boat's anchor puller malfunctioned, causing the boat to drift away.

عملکرد کشنده لنگر قایق مختل شد و باعث شد قایق از ساحل دور شود.

She is a talented puppet puller, creating lifelike movements in her shows.

او یک عروسک‌گردان با استعداد است که حرکات شبیه به زندگی را در نمایش‌های خود ایجاد می‌کند.

The gear puller is essential for removing gears from machinery.

کشنده چرخ‌دنده برای خارج کردن چرخ‌دنده‌ها از ماشین‌آلات ضروری است.

The truck driver used a tire puller to change the flat tire on the roadside.

راننده کامیون از کشنده لاستیک برای تعویض لاستیک پنچر در کنار جاده استفاده کرد.

The weight puller competition attracted strong competitors from all over the world.

مسابقه کشیدن وزنه، رقبای قدرتمندی را از سراسر جهان جذب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید