extricates

[ایالات متحده]/ˈɛkstrɪkeɪts/
[بریتانیا]/ˈɛkstrɪkeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از یک وضعیت دشوار آزاد کردن یا خارج کردن

عبارات و ترکیب‌ها

extricates from danger

بیرون کشیدن از خطر

extricates oneself

خود را بیرون کشیدن

extricates the truth

حقیقت را بیرون کشیدن

extricates the victim

قربانی را بیرون کشیدن

extricates the situation

وضعیت را بیرون کشیدن

extricates from trouble

بیرون رفتن از مشکلات

extricates the evidence

گواهی را بیرون کشیدن

extricates the player

بازیکن را بیرون کشیدن

extricates the data

داده ها را بیرون کشیدن

extricates the child

کودک را بیرون کشیدن

جملات نمونه

she extricates herself from difficult situations with ease.

او به راحتی خود را از موقعیت‌های دشوار خارج می‌کند.

the rescue team extricates the trapped hikers from the cave.

تیم نجات کوهنوردان گرفتار شده را از غار خارج می‌کند.

he extricates the truth from the tangled web of lies.

او حقیقت را از تله پیچیده‌ای از دروغ‌ها بیرون می‌کشد.

the lawyer extricates her client from legal troubles.

وکیل پرونده کلاینتش را از مشکلات قانونی خارج می‌کند.

she skillfully extricates the knife from the stuck position.

او به طور ماهرانه چاقو را از وضعیت گیر کرده خارج می‌کند.

the mechanic extricates the car from the mud.

مکانیک ماشین را از گل بیرون می‌کشد.

he extricates valuable information from the data set.

او اطلاعات ارزشمند را از مجموعه داده‌ها استخراج می‌کند.

the therapist helps her patient extricate himself from negative thoughts.

درمانگر به بیمار خود کمک می‌کند تا از افکار منفی رهایی یابد.

she extricates her thoughts before speaking in public.

او قبل از صحبت کردن در جمع، افکار خود را مرتب می‌کند.

the diver extricates the fishing net from the coral reef.

غواص تور ماهیگیری را از صخره مرجانی خارج می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید