extruded

[ایالات متحده]/ɛk'strʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مجبور به خروج; تحت فشار
v. باعث اخراج شدن; باعث گسترش یافتن; بیرون راندن
Word Forms
زمان گذشتهextruded

عبارات و ترکیب‌ها

extruded plastic

پلاستیک اکسترود شده

extruded aluminum

آلومینیوم اکسترود شده

extruded profile

پروفایل اکسترود شده

extruded sheet

ورق اکسترود شده

extruded tube

لوله اکسترود شده

جملات نمونه

The plastic was extruded into thin tubes.

پلاستیک به لوله های نازک تبدیل شد.

The machine extruded a long piece of metal.

دستگاه یک قطعه بلند فلز را اکسترود کرد.

The dough was extruded through a pasta maker.

خمیر از طریق دستگاه تهیه پاستا اکسترود شد.

The toothpaste is extruded from the tube.

خمیر دندان از لوله خارج می شود.

The playdough can be extruded into different shapes.

می توان خمیر بازی را به شکل های مختلف اکسترود کرد.

The extruded aluminum is used in construction.

آلومینیوم اکسترود شده در ساخت و ساز استفاده می شود.

The extruded rubber seals provide a tight closure.

درزهای لاستیکی اکسترود شده یک بستن محکم را فراهم می کنند.

The extruded plastic profiles are used in window frames.

پروفایل های پلاستیکی اکسترود شده در قاب پنجره استفاده می شوند.

The extruded snacks are popular among children.

میان وعده های اکسترود شده در بین کودکان محبوب هستند.

The extruded clay was shaped into pottery.

خاک رس اکسترود شده به شکل گلدان در آمد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید