exurbias

[ایالات متحده]/ɛkˈsɜːbɪəz/
[بریتانیا]/ɛkˈsɜrbiəz/

ترجمه

n. مناطق شهری واقع در فراتر از حومه ها

عبارات و ترکیب‌ها

exurbias growth

رشد حومه شهر

exurbias living

زندگی در حومه شهر

exurbias development

توسعه حومه شهر

exurbias housing

مسکن در حومه شهر

exurbias lifestyle

سبک زندگی در حومه شهر

exurbias population

جمعیت حومه شهر

exurbias economy

اقتصاد حومه شهر

exurbias trends

روندهای حومه شهر

exurbias expansion

گسترش حومه شهر

exurbias communities

جامعه‌های حومه شهر

جملات نمونه

many families are moving to exurbias for a quieter lifestyle.

خانواده‌های زیادی برای داشتن یک سبک زندگی آرام‌تر به حومه شهر مهاجرت می‌کنند.

exurbias often offer larger homes at lower prices.

حومه‌های شهر اغلب خانه‌های بزرگتر با قیمت‌های پایین‌تر ارائه می‌دهند.

living in exurbias can reduce the stress of urban life.

زندگی در حومه‌های شهر می‌تواند استرس زندگی شهری را کاهش دهد.

the exurbias are becoming popular among young professionals.

حومه‌های شهر در حال محبوب شدن در میان جوانان متخصص هستند.

schools in exurbias often have smaller class sizes.

مدارس در حومه‌های شهر اغلب کلاس‌های با تعداد دانش‌آموزان کمتر دارند.

exurbias provide a balance between city and rural living.

حومه‌های شهر تعادلی بین زندگی در شهر و روستا ارائه می‌دهند.

many people commute from exurbias to the city for work.

بسیاری از مردم برای کار از حومه‌های شهر به شهر رفت و آمد می‌کنند.

exurbias often have access to nature and outdoor activities.

حومه‌های شهر اغلب دسترسی به طبیعت و فعالیت‌های فضای باز دارند.

the growth of exurbias is reshaping suburban development.

رشد حومه‌های شهر در حال بازتعریف توسعه حومه شهر است.

exurbias may lack some urban amenities but offer peace.

حومه‌های شهر ممکن است فاقد برخی از امکانات شهری باشند، اما آرامش را ارائه می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید