keen-eyed
چشمان تیزبین
bright-eyed
چشمان درخشان
eagle-eyed
با دید تیزبینی مانند عقاب
wide-eyed
چشمانداز
narrow-eyed
باریک چشم
sharp-eyed
تیزبین
beady-eyed
چشم ریز
sore-eyed
چشم درد
to the eye
برای چشم
an eye for
حس قلقلک برای
all eyes
همه چشمها
eyes and ears
چشم و گوش
the public eye
دید عمومی
in eye
در چشم
eye contact
تماس چشمی
eye to eye
نظر یکسان
set eyes on
نگاه کردن به
naked eye
چشم غیرمسلح
black eye
خار چشم
eyes out
مراقب باشید
at eye
در سطح چشم
Rose eyed him warily.
او با احتیاط به او نگاه کرد.
she was pink-eyed and lachrymose.
او چشمانی صورتی و گریان داشت.
a misty-eyed view of the past.
نگاهی با چشمانی اشکبار به گذشته.
a cold-eyed appraisal of the situation.
ارزیابی سرد و حسابگرانه از وضعیت.
eyed the shark's movements.
حرکات کوسه را زیر نظر داشت.
a starry-eyed reformer; starry-eyed idealism.
یک اصلاحطلب با چشمان پُر ستاره؛ ایدهآلیسم پُر ستاره.
a handsome, clear-eyed young man.
یک جوان جذاب و با چشمان روشن.
clear-eyed about human nature.
در مورد طبیعت انسان، دیدگاهی روشن داشت.
they come over all misty-eyed with nostalgia.
آنها با نوستالژی اشکبار میشوند.
An eagle-eyed student spotted the mistake.
یک دانش آموز با دقت زیاد اشتباه را متوجه شد.
That's the strange world of the dark-eyed junco.
این دنیای عجیب و غریب جُنکوی چشمسیاه است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید