| جمع | eyepatches |
black eyepatch
چشمبند سیاه
pirate eyepatch
چشمبند دزدان دریایی
colorful eyepatch
چشمبند رنگارنگ
wearing eyepatch
استفاده از چشمبند
leather eyepatch
چشمبند چرمی
costume eyepatch
چشمبند لباس
fashion eyepatch
چشمبند مد
decorative eyepatch
چشمبند تزئینی
custom eyepatch
چشمبند سفارشی
he wore an eyepatch after the accident.
او بعد از حادثه یک چشم بند گذاشت.
the pirate captain had a distinctive eyepatch.
سردبیر دزد دریایی یک چشم بند مشخص داشت.
she decided to wear an eyepatch for a costume party.
او تصمیم گرفت برای یک مهمانی لباس یک چشم بند بپوشد.
his eyepatch became a part of his identity.
چشم بند او بخشی از هویت او شد.
many people asked about his eyepatch.
بسیاری از مردم درباره چشم بند او سوال کردند.
the doctor recommended using an eyepatch for recovery.
پزشک استفاده از چشم بند برای بهبودی توصیه کرد.
she admired the vintage style of the eyepatch.
او به سبک قدیمی چشم بند علاقه داشت.
he felt self-conscious wearing an eyepatch in public.
او در حضور عمومی احساس ناراحتی می کرد در حالی که یک چشم بند می پوشید.
the character in the movie wore an eyepatch dramatically.
شخصیت در فیلم به طور نمایشی یک چشم بند پوشید.
her eyepatch was decorated with colorful patterns.
چشم بند او با طرح های رنگارنگ تزئین شده بود.
black eyepatch
چشمبند سیاه
pirate eyepatch
چشمبند دزدان دریایی
colorful eyepatch
چشمبند رنگارنگ
wearing eyepatch
استفاده از چشمبند
leather eyepatch
چشمبند چرمی
costume eyepatch
چشمبند لباس
fashion eyepatch
چشمبند مد
decorative eyepatch
چشمبند تزئینی
custom eyepatch
چشمبند سفارشی
he wore an eyepatch after the accident.
او بعد از حادثه یک چشم بند گذاشت.
the pirate captain had a distinctive eyepatch.
سردبیر دزد دریایی یک چشم بند مشخص داشت.
she decided to wear an eyepatch for a costume party.
او تصمیم گرفت برای یک مهمانی لباس یک چشم بند بپوشد.
his eyepatch became a part of his identity.
چشم بند او بخشی از هویت او شد.
many people asked about his eyepatch.
بسیاری از مردم درباره چشم بند او سوال کردند.
the doctor recommended using an eyepatch for recovery.
پزشک استفاده از چشم بند برای بهبودی توصیه کرد.
she admired the vintage style of the eyepatch.
او به سبک قدیمی چشم بند علاقه داشت.
he felt self-conscious wearing an eyepatch in public.
او در حضور عمومی احساس ناراحتی می کرد در حالی که یک چشم بند می پوشید.
the character in the movie wore an eyepatch dramatically.
شخصیت در فیلم به طور نمایشی یک چشم بند پوشید.
her eyepatch was decorated with colorful patterns.
چشم بند او با طرح های رنگارنگ تزئین شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید