eyeshots

[ایالات متحده]/ˈaɪʃɒts/
[بریتانیا]/ˈaɪʃɑts/

ترجمه

n. دامنه یا وسعت بینایی

عبارات و ترکیب‌ها

in eyeshots

در نماهای چشم

within eyeshots

درون نماهای چشم

clear eyeshots

نماهای چشم واضح

wide eyeshots

نماهای چشم گسترده

close eyeshots

نماهای چشم نزدیک

limited eyeshots

نماهای چشم محدود

direct eyeshots

نماهای چشم مستقیم

narrow eyeshots

نماهای چشم باریک

full eyeshots

نماهای چشم کامل

distant eyeshots

نماهای چشم دور

جملات نمونه

she always keeps her eyeshots focused on the target.

او همیشه نگاه های خود را متمرکز روی هدف نگه می‌دارد.

his eyeshots revealed his true emotions.

نگاه هایش احساسات واقعی او را نشان داد.

in the eyeshots of the audience, she shone brightly.

در نگاه های حضار، او به شدت می درخشید.

her eyeshots were captivating during the performance.

نگاه های او در طول اجرا جذاب بود.

he caught her eyeshots from across the room.

او نگاه های او را از آن طرف اتاق دید.

they exchanged eyeshots, filled with unspoken words.

آنها نگاه هایی رد و بدل کردند که پر از کلمات بیان نشده بود.

her eyeshots conveyed a sense of urgency.

نگاه های او حسی از فوریت را نشان می داد.

he felt a spark in their eyeshots.

او جرقه‌ای را در نگاه‌هایشان احساس کرد.

they locked eyeshots, and time seemed to stand still.

چشم هایشان قفل شد و به نظر می رسید زمان متوقف شده است.

her piercing eyeshots made everyone feel uneasy.

نگاه های نافذ او باعث می شد همه احساس ناراحتی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید