fabian

[ایالات متحده]/'feibiən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا عمل کردن به تاکتیک‌های تأخیر مرتبط با استراتژی‌های فابیانی
n. عمل یا اصول فابیانیسم
Word Forms
جمعfabians

عبارات و ترکیب‌ها

Fabian society

جامعه فابیان

Fabian tactics

تاکتیک‌های فابیان

جملات نمونه

He employed a Fabian approach to negotiations, slowly wearing down his opponents.

او از روش فابیان در مذاکرات استفاده کرد و به آرامی حریفان خود را خسته کرد.

The general adopted a Fabian policy, avoiding direct confrontation with the enemy.

ژنرال یک سیاست فابیانی را اتخاذ کرد و از رویارویی مستقیم با دشمن اجتناب کرد.

She used Fabian tactics to delay the project until more resources were available.

او از تاکتیک‌های فابیانی برای به تعویق انداختن پروژه تا زمانی که منابع بیشتری در دسترس باشد، استفاده کرد.

The rebels employed Fabian tactics to exhaust the government forces.

شورشیان از تاکتیک‌های فابیانی برای فرسودن نیروهای دولتی استفاده کردند.

The Fabian socialist believed in gradual social reform rather than violent revolution.

سوسیالیست فابیانی معتقد بود که اصلاحات اجتماعی تدریجی به جای انقلاب خشونت‌آمیز.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید